قهرمان ميرزا عين السلطنه

1080

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

راحتى براى فرنگى جعفر قلى خان حاجب الدوله سابق هم دو سه اولادش فوت شد و پسر بزرگش همين‌طور گلودرد گرفت . همهء مردم گرفتار هستند هريك به سببى از اسباب . راحتى در دنيا كلية و در ايران خصوصا خلق نشده . عيش و راحتى در دنيا بر فرنگيها تمام است ، غم و اندوه آنها كمتر [ است و ] گرفتارى هيچ ندارند . ظلم و ستمى در ميانه نيست . بيشتر ناراحتى ما بواسطهء ظلم و ستم و بىقانونى است . آخر سال است مواجب احدى نرسيده . از صبح تا غروب بايد مشغول گوش‌برى و تهيهء معاش شب بود . دست و دل عقب هيچ كارى نمىرود . فكر و ذكر خوراك و پوشاك است . تمامش حرف خرج و خرج حرف است و بس . وفات آخوند همدانى سه‌شنبه 19 جمادى الاول - آخوند ملا عبد الله همدانى فوت كرد . در طهران ختمهاى مفصل گذاشتند . تمام آقايان و علماى دار الخلافه حضور داشتند . همدان يقين مثل روز عاشورا بوده . اين مرد اصلا بروجردى [ بود ] . زهد و ورع ايشان خيلى زياد [ بود ] اما اغتشاشاتى كه بواسطهء او همه‌روزه در همدان رخ مىداد معلوم نيست از چه رو بود . آخوند به‌شدت بىطمع و خيلى پارسا بودند . وثوق و اطمينان اهل همدان به آخوند از اندازه خارج بود ، بعضى از آن ايراد كرده شده . احكامات آخوند را « تنزل من السماء » مىدانستند . عوام كالانعام طورى اوامر او و نواهى آخوند را مطيع و منقاد بودند كه روز روشن سادات كبابيان را مخاطب كرده تا هفتاد پشت آنها را به سخنان بد و عبارات مستهجن قبيح طرد و لعن كردند . يكى از آن ميان بلند گفت چطور تا هفتاد پشت ما را بد مىگوئيد و حال آن‌كه پشت بيستم ما حضرت امام ثامن على بن موسى الرضا ( ع ) است . « 1 » به‌هرجهت بىاندازه عوام را فريفتهء خود كرده بود . اگر عمرش كفايت كرده بود براى قتل مجتهدين كردستان جهادى برپا مىكرد ، چنانچه در اين ايام مشغول تهيه بود و اغلب خاطرنشان مردم مىكرد . به دولت هم تلگراف كرده بود : اين كار ملتى است . هرآينه درست مجازات داده نشود به تكليف شرعى خود عمل خواهد نمود . خانه‌هاى سادات را در همدان آتش زدند و اگر حكم كرده بود تمام آنها را به بدترين اقسام به قتل مىرساندند . واضح و آشكار فحش مىدادند و بد مىگفتند . فتنهء همدان به‌واسطهء فوت آخوند ساكت شد . ديگر متصل گرفتار همدان نمىباشند . سادات بيچاره هم خلاص شدند .

--> ( 1 ) - نويسنده دچار تناقض‌گويى شده است چه اگر آخوند همدانى آنست كه در اول گفتارش معرفى مىكند نمىتواند اجازهء بددهنى و بىحرمتى نسبت به هركس حتى دشمنانش ، به مريدان خود بدهد . ناشر