قهرمان ميرزا عين السلطنه
1078
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
كرد . ديگر براى هيچ سلطانى ممكن نخواهد شد آن بىقيدى و آن بى . . . « 1 » براى احدى موجود نخواهد شد . عمدهء عيش او اين بود كه هرچه واقع مىشد غم نداشت و افسوس نمىخورد . برايش يكسان بود ، ابدا اعتنا نمىكرد . عيش دائم او بواسطهء اين لاقيدى برپا بود . روس اينطور كرد ، انگليس آن را برد ، فارس شلوغ بود ، بلوا كردند ، شهر طهران برهم خورد ، اسباب پريشانى خاطر او نبود و همان كارى را كه داشت مشغول بود و اگر در اين ميانه دقيقهاى ناهار يا آب انار يا بستنى دير مىشد دنيا را برهم مىزد ، تاب و طاقتش مىرفت . در سر سوارى اگر مىگفتند شيراز ده هزار قتل واقع شد ، بهتر بود كه بگويند آب انار تمامشده و حاضر نيست . هركس بوده مىداند كه مبالغه و مضمون گفته نشده . تمام از روى ديدار و آگاهى است ، بلكه صد يك آنچه ديده و شنيدهام مضايقه شده و ايراد نكردم . اين مطالب هم جلو قلم آمد و ناگزير نوشتم تا خواننده را آگاهى به حدّ كمال باشد . خداوند خودش اين مطالب را مستور بدارد و به دست نااهلان نيفتد كه گرفتار سرزنش و خسران باشم . وفات عبد الحسين خان كفرى يكشنبه 17 جمادى الاول - [ از ] اتفاقات تازه كه نوشته نشده فوت عبد الحسين خان كفرى ناصر السلطنه است . يكى از بىدينها و مردودين بود . مدتها است علما تكفيرش كرده [ اند ] و مرتد بود . در اين ايام ناخوش شده اطباء هواى گرم عربستان را براى مزاج او سازگار دانسته در منظريه يا قم وفات كرد . زن فرنگى كه گرفته بود همراهش بود . يك نفر اولاد ذكور هم از او دارد . بهرجهت علماى قم مانع شده نگذاشتند در قم دفن كنند ، حتى گفتند در حدود قم هم اگر دفن كنند بيرون آورده با نفت آتش مىزنند . بيشتر براى اشعار هجوى [ بود ] كه زبانم لال براى حضرت سيد الشهدا ( ع ) و واقعهء صحراى كربلا گفته بود لعنت كردند و تكفير شد . عجب آنكه عين الملك مىگفت مجتهدين قم اشعارش را حفظ داشتند و مىگفتند كسى كه اين نوع اشعار بگويد مىتوان گفت مسلم است ؟ يا توبهء كسى كه رده بگويد ، به خدا و رسول بد بگويد قبول است ؟ گويا نعش او را در خلا يا سوراخى شبانه انداختند . آخوندى كه نماز ميت كرده بود حاضر كرده مىخواستند تكفير كنند . قسمها خورده بود ندانسته نماز كرده و گفته بودند غريبى فوت شده و مسلمان است . در طهران ختم گذاشتند اما همهكس تف و لعنت مىفرستاد . هيچ دين
--> ( 1 ) - نقطهچين در اصل است .