قهرمان ميرزا عين السلطنه
980
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
است كه از چهار صد و هشتاد سال قبل از عيسى تاكنون نكات جزئيه يك نفر سردار يا وزيرى معلوم است ، چه برسد به سلاطين بااقتدار . « هرودوت » مورخ يونانى همانطور تاريخ نوشته كه الان در پاريس و لندن پس از هزار سال تمدن و ترقى مىنويسند . « پلوتارك » مورخ كه سردارهاى رمن و يونان را تتبع مىكند تاكنون نتوانستهاند يك صفحهء آن را بنويسند . حتى بعضى از قسمتهاى آن مفقود شده مورخين محترم با علم فرنگ نتوانستهاند آن چند صفحه را طورى بنويسند كه مطابق با اصل باشد . هركس بخواند به آن موقع كه برسد مىداند كه از ديگرى است . هزار سال بعد كسى چه مىداند كه شاه چه قسم كشته شد و پسرش چه قسم آمد و نشست . تخت مرمر چه بود . تاج كيان چيست . هركس كجا ايستاد . مثل اين كه ماها نمىدانيم . اگر اينطور است كه مورخين عهد ما شرح مىدهند و در روزنامههاى رسمى درج مىشود كه نبايد صحيح باشد . پس از اين روزنامههاى محرمانه « 1 » است كه دروغ مورخ عهد مثل اعتماد السلطنه و سپهر و غيره معلوم مىشود . اسكندر بيكمنشى يا خواندمير يا ميرزا مهدى خان هرچه به ميل سلطان بوده نوشته و تمام را به عبارتپردازى و كلمات مغلق پرداختهاند ، مقصود اظهار كمالات خود بوده نه تاريخ ، چه مىدانيم راست است يا دروغ . صدق و كذب مورخ معلوم نيست . هرچه گفتهاند نوشته و بعضيها را هم محض خوشآمد بر خلاف واقع ثبت كرده . هركس تواريخ را خوانده مىداند چقدرها معيوب و بىمعنى است ، و السلام خير ختام . ضمنا نگران آن بوده است مبادا كه نوشتههايش به دست نااهلان بيفتد و « قشقرهاى » پيش بيايد . مىنويسد : « من هرچه جلوى قلمم مىآيد مىنويسم . خدا كند اين نوشتهجات به دست نااهلان نيفتد كه اسباب مخمصه بشود و روح من در عذاب باشد . ان شاء الله تعالى از نااهلان مصون و محفوظ خواهد ماند . » ( ص 1047 ) در تنظيم و تصحيح متن همانطور كه قبلا هم اشاره شده است در مواردى كه الفاظ لاتينى آمده است كوشيدهام كه ضبط لاتينى آن كلمه ( اعم از عام يا خاص ) را تا جايى كه توانايى بوده و دستيابى به منابع خارجى پيشآمده است به دست داده شود . اشعارى كه مؤلف به مناسبتها نقل كرده است ، براى آنكه صورت نسبة صحيحى داشته باشد
--> ( 1 ) - مرادش از روزنامههاى محرمانه نوع خاطرات خودش است . اما قطعا بىخبر بوده است كه همان اعتماد السلطنه هم روزنامهء محرمانه مىنوشته است ( ا . ا . )