قهرمان ميرزا عين السلطنه

837

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

صحبت تمام نشده بود ملتفت عزيز السلطان شده [ گفتند ] : « عزيز چشمت درد مىكند ؟ » بله بله قربان . « كات » زده‌اى ؟ بله . عينك بگذار برندار . بايد اسبابهاى موزيك را خيلى به عجله بسازى و چرا تا حال نساخته‌ايد . توپها را هم بدون تفاوت درست كن . دفيله قزاقها دفيله كرده رد شدند . خيلى خوب مشق كردند . بعد بناى اسب‌بازى شد . بعضيها دسته دسته آمده اسبهاى خود را مثل شتر در زمين مىخوابانيدند . پولكونيك مرد جوان بلندقد بسيار بسيار خوش‌قواره‌اى است . جلوى شاه ايستاده فرمان مرخصى را خيلى بلند داد . صداى مهيبى داشت . اسب كهر خيلى خوبى سوار بود . شاه سوار كالسكه شده به محل اردو و عمارت تشريف بردند . گردوخاك بسيار بود . در جلوى عمارت كوچك كه بالاى اردو واقع است چادرى زده بودند . اطراف خيابان و چادر را به بيرقها و فانوسها زينت داده بودند . جلوى چادر در تخته‌اى اسلحهء قزاقى را نصب كرده بودند . يك‌دانه مجسمهء قزاق سواره از نقره به يادگار تقديم كردند . در سنت پطرزبورغ ساخته بودند . چندين دفعه از فقرهء نقره بودن آن سؤال و جواب شد . آخر الامر تا خود پولكونيك عرض نكرد مقبول نشد . آقا هم يك طاقه شال و صد تومان پول سفيد [ داد ] . بعد در ايوان عمارت جمعا نشستند . ميوه و عصرانه همه‌چيز بود . چند فرنگى از آتاشه‌هاى سفارت و معلمين افواج آنجا بودند . ميزى را هم مشروبات همه چيز گذاشته بودند . آقاى نايب السلطنه ، صدراعظم ، حضرت و الا و سايرين بالاى ايوان [ بودند ] اين فرنگيها جلوى ميز مشروبات پائين ايوان ابدا اعتنائى نداشتند . گرم صحبت [ بودند ] و به قدر خرى غذا و مشروبات خوردند . غذاهاى گوشت و سبزى و نان به اندازهء پنج نفر هريك از آنها خوردند . [ ما ] بستنى ، ليمونات خورديم . در همين موقع يك نفر پردهء ايوان را از سمت مغرب بالا كرده كاغذى به دست : « آقاى صدراعظم ! حكم آقاى ملا محمد تقى است و امضاء جناب آقا سيد عبد الله ، به حكم شرع كسى گوش نمىدهد و اطاعت ندارد شما را به خدا حكمى و امضائى مرحمت كنيد آسوده شوم . » خنده درگرفت . صدراعظم فرمود شهر بيا امضاء بدهم آسوده شوى . نزديك غروب بود شاه بلند شدند . جميعا ايستاده بودند . اظهار رضايت و التفات خيلى به پولكونيك فرمودند . مرخصى خواست پس‌فردا اردو برهم خورده شهر برود . نزديك كالسكه در خيابان چند نفر از قزاقها قداره‌بازى كرده بعد اعليحضرت كالسكه نشسته به سلطنت‌آباد تشريف بردند . وضع قشون ايران از قشون و نظامى كه دولت ايران دارد فقط اين يك دسته از سوار صورت ظاهرى دارند و با اين بازيها سالى يكصد هزار تومان پول نقد دريافت مىكنند . ساير قشون ايران اين صورت ظاهر را هم ندارد . تمام دنبال كاسبى و عمله‌گى و گدائى هستند .