قهرمان ميرزا عين السلطنه

833

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

چهارشنبه 14 ربيع الاول - حضرت و الا امروز مجددا شمران تشريف بردند . امين الملك بواسطهء آن‌كه حضرت و الا قنات حاجى سيد كاظم را پر كرده بود قنات ديگر حضرت و الا كه در باغ فردوس است پر كرده است حمايت مىكند و تاكنون حاكم مدعى نديده بوديم . صبح منزل محمد على خان رفتم . بيچاره سخت ناخوش است . عقب رضا خان طبيب و ميرزا زين العابدين فرستادم . هيچ كدام نبودند . هردو شمران رفته‌اند . در شهرستانك فخر الاطباء طبابت مىكرد . تشخيص مرض نداده در معالجه خبط كرده است و حالا كار مشكل شده خداوند شفا بدهد . جوان و آدم خوبى است . آشوب آذربايجان و همدان جمعه 16 - آذربايجان هنوز ساكت نشده . طورى سخت شورش كرده‌اند كه بواسطهء شليك تفنگ چهل نفر از شورشيان مقتول شده‌اند . پانزده هزار تومان وليعهد و ساير معتبرين براى تنزل نان از خود داده‌اند . بلكه نان تنزل كند و آسوده شوند . همدان هم بواسطهء كمى نان و اين شورش آذربايجان غيرت كرده نزديك است آشوبى بشود . قائم‌مقام و حضرات تماما خارج شده‌اند . تبريزيها نان را مستمسك كرده بواسطهء آن باطن خود را بروز داده‌اند . مىگويند جهت عمدهء گرانى نان همين نظام العلمائيها هستند . عصر ميرزا محمد حسين طبيب خودمان را برداشته با تولوى خان خانهء محمد على خان رفتيم . كامران ميرزا و شاهزاده بودند . مادرش و برادرش قزوين هستند . خاله‌اش والدهء كامران ميرزا است و آنجا بود . از اول سفر همه روز عنوان ناخوشى كرد تا به اين‌جا رسيد . كبدش عيب كرده و آن دل‌دردها بواسطهء كبد بود ، يعنى كبد ورم كرده بود و او دل‌درد گمان مىكرد . فخر الاطباء هم تشخيص نداد . تمام را معالجه دل‌درد كرد و حال آن‌كه تمامش غلط بود و بواسطهء همان دواها بدتر شد . حواس و هوشش بجا بود ، حرف مىزد ، قى و فواق عارض شده بود . بيچاره زنش [ را ] پارسال كه الموت بوديم گرفت . بچه هم ندارد . دختر سبكتكين ميرزا پسر محمود ميرزا پسر خاقان خلدآشيان است . غروب تاج الدين ميرزا و شعاع الدين ميرزا آمدند . معين السلطنه امروز خانه را تخليه كرد . يكصد و سى تومان تتمهء اجارهء خانه را تمسك سپرد و درشكهء خود را گرو داد . والدهء گلين خانم در غياب ما تهيهء خود را ديده انشاء الله فردا عازم عتبات است . محمد بيك همراهش مىرود . طويله باز شلوغ شد . شب را به اتفاق حضرات درشكه نشسته رفتيم . خدمت عزيز الدوله رسيده تا ساعت هفت آنجا بودم . بعد سوار شده منزل آمدم . كامران ميرزا كاغذى نوشته بود ، حالم را منقلب كرد تا صبح به خيالات گذشت . بد دنيائى و بد زمانه‌اى است . باز اميد دارم شفائى عاجل كرامت شود . حسين خان و حسن خان سردار شنبه 17 ربيع الاول - صبح بدى بود . در ساعت هفت محمد على خان بيچاره دنيا