قهرمان ميرزا عين السلطنه
810
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
بيرق روس داريم . به كلى اين دريا از دست ايران خارج شده كشتيهاى جنگى خوب هم دارد . تجارت معتبرى هم از اين راه مىكند . از وقتى كه ماوراء بحر خزر در تصرف دولت روس آمده و آن راهآهن كشيده شده خيلى اين دريا ترقى كرده . منافع عمده بواسطهء اين دريا به دولت روس و اهالى آنجا عايد مىشود و روزبهروز بر عدهء كشتيها افزوده مىشود . مال التجارهء تمام روس از اين دريا حمل مىشود . دولت گدا و بىنظم ما دل خودمان را به آمدن اينجا و سه شب توقف و رفتن خانمها به آب و تماشا كردن مردم خوش كردهايم . الحمد لله از فرط تمول و مكنت ابدا اعتنا به همچو درياها و امثال معتبرتر از اين نداريم . بگذريم از اين مطالب . نمىشود نوشت . دولتى گداتر و كثيفتر و بىنظمتر و بىترتيبتر از ايران در كرهء زمين نيست . هركجايش را نظر كنى خراب است و به اين جزئيات اصلاح نمىشود . دست غيب لازم دارد . هرچه سابقا معتبر بوديم حالا به همان اندازه بيقدر هستيم . همه چيز را همانطور قياس كنيد . راحتباش عمومى برويم سر حكايت شب و كارهائى كه تمام عمر به آن مىگذرد . دولت ايران چندى است به يك راحت باش عمومى كه فرمانش بواسطهء جبرائيل رسيده گرفتار است . تا چه وقت فرمان ديگر برسد و نظر ديگرى شامل حال ما شود . صدمهء زن شاه مراجعت فرمود . از مغانده ميرزا كوچك و غلامعلى و ملا ابراهيم با مختصر بار خانه مىآمدند . اعليحضرت احضار كرده از آخوند مطالب زياد پرسيده ، آخوند هم كمحرف چيزها گفته . از زن و وضع خانه و عدهء آنها پرسيده . چهار پنج هزارى هم انعام داده بودند . آخوند دماغى داشت . شاه از شدت صدمهاى كه بواسطهء زنها به سرشان مىآيد هركس را مىبينند از همان فقره سؤال مىكند . مثل اينكه آقا سيد على اكبر مجتهد چندى قبل به حضور رفته بود چون خيلى عيال دارد و خيلى دوست دارد كه متصل تجديدفراش كند آخوند خيلى شوخ هم هست . محض آنكه اعليحضرت اظهار التفاتى كرده باشد پرسيده بودند چند زن داريد ؟ عرض كرده بود چهارتا يا پنج عدد . فرموده بودند آخوند چه مىكنى ؟ جواب داده بود اعليحضرت بفرمائيد كه چه مىكنيد و چه قسم گرفتارند . شاه خنديده بود و فرموده بود خيلى سخت ، خيلى گرفتار ، خيلى مبتلا . شم القمار نزديك دريا جمع شديم . يك ساعت و نيم از شب رفته اجماعا گفتيم چادر نايب