قهرمان ميرزا عين السلطنه

800

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

مىدهند خيلى زرنگ‌ترند ، به ده تومان كار هزار تومانى صورت مىدهند . همين عملهء خلوت طورى در اين فقره استاد شده‌اند و موقع را مىدانند كه نمىتوان شرح و تفصيل داد . تمام منافع آنها از همين راه است . هزار تومان تعارف مىگيرند صد تومان به شاه مىدهند . ليكن شرط اول همان شناختن موقع و وقت است . ده هزار شپش غروب هرطور بود به اصرار آقاى عماد السلطنه حمام رفتم بدترين حمامها بود . به شدتى كثيف كرده‌اند كه ما فوق آن متصور نيست . آبش سياه و غليظ شده بود . به زحمت و صدمه خلاص شدم . پاك رفتم و كثيف بيرون آمدم . يقين دارم ده هزار شپش در آن آب بود . سراپرده و ساير چادرها در رودخانه زده شده ، شاه به حاجب الدوله تغير فرمودند . اغلبى بواسطهء سيل راحت و آسوده نمىباشند . زراعت را درو نكرده‌اند . از « ان الملوك اذا دخلوا قرية افسدوها » گذشته به « جاروها و پاروها » رسيده تمام زراعت مردم پايمال شده ، تمام شتر و قاطر و اسب در ميان آنها مشغول تعليف مىباشند . هركجا برسند همين‌طور است . زلزلهء طهران چهارشنبه غرهء شهر صفر المظفر - صبح تمسك پانصد تومان را با رقعهء دعوت امشب برداشته به چادر صدراعظم رفتم . خواب بود . در چادر مهندس الممالك مدتها نشستم . نصر السلطنه ، انتظام الدوله حاكم مازندران صبح وارد شده آنجا بودند . صحبت زياد شد . مىگفت پانزده روز است كه در كجور آفتاب نشده متصل باران مىآمد . حكايت از زلزلهء شب 16 محرم الحرام شد . در طهران جزئى زلزله شده بود . معلوم شد تمام آن صفحات شده است و چندان جزئى نبوده ، شاهزادهء ملك‌آرا مرقوم داشته بودند در گيلان تكانش زياد بود بطورى كه سفالهاى پشت‌بام ريخت . در استراباد ، مازندران هم همين‌طور بوده . من در آب‌گرم بودم . چون در ساعت شش از شب رفته وقوع پيدا كرده غالبى خواب بودند و نفهميده‌اند . اردو بازار بعد چادر صدراعظم رفته تمام محترمين بودند . صدراعظم بيست دقيقه به ظهر مانده بيدار شده بيرون آمد . چاى صبح را با نان آن وقت ميل كردند . گويا تمام شب را مشغول است و الا آنقدر خواب ممكن نيست . كاغذ را دادم تمسك را به حضور فرستاد . جواب نوشته زود منزل آمدم . شب جمعه را وعده داده بود . شاهزاده اميرآخور ، امين خلوت ، آجودان مخصوص را نوشته بودند دعوت فرمائيد . از بعد از ناهار باران سر كرد . به شدت آمدن گرفت . حالت اشخاصى كه در رودخانه چادر زده‌اند معين است ، خصوصا اعليحضرت . جاى ما الحمد لله از اين فقره امن است . اردو بازار معركهء غريبى