قهرمان ميرزا عين السلطنه
781
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
كثيف خواهد شد . سيصد تومان امين الملك داده ، ميرزا محمد خان حاكم لاريجان هم مىگويند دويست تومان داده ، ليكن بيش از دويست و پنجاه خرج نكردهاند . در عوض اينكه دويست تومان را بدهد پنجاه تومان هم مداخل كرده و حالا اينطور جلوه داده كه از خود مبلغى گذاشتهام . حمام قديم فقط حوض در وسط دارد . ديگر در طرفين مثل حمام جديد خزينه ندارد . اين ميرزا محمد خان در اسك اسباب عيش خوبى داشت . مطرب زنانه و مردانه حتى ارگزن هم داشت . ده دوازده نفر بچه خوشگل و ده بيست زن فاحشه مستمرىبگير دارد و اغلب مشغول است . اين قول نوكرها و اغلب مردمان اين ولايت است ، و الله اعلم بحقيقة الحال . « پرسوخ » پنجشنبه يازدهم - صبح حمام رفتم . جمعيت امروز خيلى بيشتر از ساير روزها بود . زن زيادى جهت رختشوئى آمدهاند . ناهار خورده دو ساعت خوابيدم . من هرچه ممكن باشد در اين ايام خواب مىكنم بلكه سير شوم تا در سفر التزام ركاب مبارك خوابها تمام شود . مىدانم آقاى عماد السلطنه تشريف دارند و خواب حرام مىشود . بايد از روى قاعده و ساعت خوابيد . عصر حمام نشد بروم خيلى گرم بود . با سليمان ميرزا حسين و رضا پياده از سمت شمال دره بالا رفتيم . كمى رفته به زمينهاى مسطحى رسيديم . زراعت بود . تولهها در حاصل گردش مىكردند . يك مرتبه صداى آنها بلند شد و يك چيزى از جلوى آنها دويده در زير تختهسنگى پنهان شد . تند رفته نزديك شديم توله را نهيب زده به زير سنگ رفتند دست به يقه شدند . نگاه كردم چيزى مانند بچهخوك ديدم . حسين گفت گربه مىباشد در اين بين تولهها زورآور شده بيرون آمد . ديدم « پرسوخ » است كه در دهات « گوركن » مىگويند . تولهها عقب كردند و گرفتند او هم در مقابل دفاع مىكرد و دندان مىگرفت . خواستم زودتر تولهها خلاص شوند تشر زده تولهها كنار رفتند . يك تير ساچمه انداختم . غلتى خورده دومرتبه بلند شد و روى دماغ استاپ را گرفته ول نمىكرد . يك تير ديگر انداختم آسوده شد . حسين سردارى خودش را درآورده رويش انداخت . گمان مىكرد باز زنده [ است ] و فرار مىكند . پرسوخ مادهء بزرگى بود . نر آن از عقب سر ما بيرون آمده از جلوى سليمان ميرزا فرار كرده بود . او هم تيرى انداخته بود . داديم رضا منزل برد تماشا كنند . مقبرهء زن شاه عباس پائين اين زمينها مقبرهاى است به تماشاى آن رفتيم . در پيش رعاياى اين دهات مشهور است كه قبر زن شاه عباس بوده ، در آبگرم مرحومه شده آنجا دفن كردهاند . چندين مرتبه مىگويند گنجكاوى كردهاند . اسباب زيادى هم بيرون آمده است . اين مطلب ثانى منافات با اول دارد . اگر زن شاه عباس بود در دين اسلام رسم و قاعده نيست در نزد ميت اسباب و زرينه بگذارند . پس مسلم نبوده يا ممكن است