قهرمان ميرزا عين السلطنه
782
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
بيرون آمدن زرينه و اسباب دروغ بوده باشد . چون هركس جائى را گنجكاوى كند رعايا از دروغ مىگويند و شهرت مىدهند كه مبلغها اشياء نفيسه و پول بيرون آوردهاند . كاويدن قلعهء الموت چنانچه در سفر سابق الموت دو روز داديم قلعهء حسن را كاويدند و يك آبكش و يك ديگ و يك لگن بيرون آمد . يك روز از آن مقدمه گذشته بود با آقاى عماد السلطنه از راه چاله به طهران مىآمديم در چاله و قزوين شهرت كرده بود كه مجموعهاى طلا و نقره و اسبابهاى ديگر لاتعد و لاتحصى بيرون آوردهاند . هرچه قسم خورديم و برهان و دليل آورديم ثمرى نكرد . حالا هركس قلعهء حسن برود رعيتهاى آنجا اين تفصيل را بيان خواهند كرد و حال آنكه عين واقع همان بود كه نوشتم . وضع مقبره بارى از شكل قلعه بنويسم . در روى تختهسنگ بزرگى چهار ديوارى از سنگ و گچ بنا شده خيلى مستحكم و سخت ، با وجود آنكه هيچ پى ندارد و از روى تخته سنگ چيده و بالا بردهاند . سمت مشرق سنگ به جائى وصل نيست و تا چشم كار مىكند سرازير است تا به رودخانه برسد . به قول هاشم الموتى خرابه است . سمت مشرق و شمال اين قلعه به نظر نمىآيد تازگى خراب شده باشد . هفت رگ چيدهاند ، طول هر رگ يك ذرع و قطر ديوار يك ذرع و نيم سمت غرب و جنوب چهار رگ باقى مانده . طول وسط بقعه شش ذرع و همينقدر عرض اوست . مربع واقع شده از سنگ و گچى كه در ميان بقعه و جوانب آن ريخته گمان مىكنم ارتفاع آن بيشتر از اين بوده و سقف هم داشته است . در مقبره سمت شمال است . خطوط و سنگ منقورى هم ندارد . ديوار قلعه از بيرون از همين گچهاى معمول مازندران ماليدهاند . جاى پنجههاى دست بنا الان پيداست . معلوم مىشود با ماله و اسبابى گچ را نماليدهاند . به قول اعتماد السلطنه به عجله ساختهاند . حكيم بكمز و مرحوم ابراهيم خان نايب اصطبل را مىگويند چندين مرتبه وسط قلعه را كاويدهاند شايد آن وقت آبادتر بوده . خطوط يا چيزى داشته ديدهاند و دانستهاند چه بنائى بوده است . تاريخسازى اعتماد السلطنه يقين دارم اعتماد السلطنه اين بنا را ديده و چندين هزار بيت از تاريخ آن كتابت نموده است و از معجزات و كرامات يا از كارهاى ديو و غول شمرده ، چون بنائى به اين عظمت بدون پى و استحكامى در روى سنگى تاكنون برقرار مانده است و اين بنا را گاه به كيكاوس بسته كه از اين نقطه به آسمان رفت ، يا آنكه قلعهاى است كه ديو سفيد آن شاهنشاه كيانى را محبوس كرده است ، يا آنكه خان ششم و رزم رستم