قهرمان ميرزا عين السلطنه

726

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

سلطنت الكساندر اول نبودند از آنها پذيرائى كرده اسباب پيشرفت و فتح تمام روسيه مىشدند . چون رضايت داشتند و از اجنبى متنفر [ بودند ] شهر را آتش زده بواسطهء همان تدبير آنها كه دل از مال و اموال خود شستند آن‌طور شكست به ناپلئون خورد كه ديگر سربلند نكرد . طغرل سلجوقى يا چغرى بيك يا الب‌تكين و سبكتكين كى بودند و چه شدند . جز خواست خدا و تنفر مردم از ظلم و ستم پادشاه چيز ديگرى نبوده ، « كم من فئة قليلة غلبت فئة كثيرة باذن الله » . هميشه همين‌طور بوده از اين مطالب در تواريخ ايران بيش از اندازه هست و هميشه ايران همين قسمها بوده . هيچ نقطهء دنيا آنقدر شلوغ و بىنظم نبوده و هيچ وقت كارش در تحت قانون و قاعده نبوده است و نخواهد بود . از بنى اميه پرسيدند « هل ذهب الملك عن بيتكم فقال بشرب اللهوات و نوم . . . « * » و تفويض الامور الى غير الكفات » . گفتند ملك از خاندان شما به چه سبب رفت ؟ گفت به شراب بسيار خوردن و چاشتگاه خفتن و كار به نااهل دادن . دولت ما عجز دارد و عمدهء اغتشاش از عجز است . در معنى عجز گفته‌اند . ملك را شاه ظالم پر دل * به ز سلطان عاجز عادل داد كس شاه عاجز با داد * نتواند ستد نداند داد دل شه چون ز عجز خونابه است * او نه شاه است نقش گرمابه است عباس خان چنارى و ولى خان چاردولى در اين نزاع آخرى كه در عراق بين عباس خان و سوارهء جمعى ظهير الملك واقع شد و دو پسر ولى خان چاردولى مقتول شد عباس خان توپ را آتش زد و به جاى ديگر رفت . در عوض قتل آن دو جوان جزئى املاكى كه عباس خان داشت به ولى خان مرحمت كردند . مشار اليه هم به سمت اسدآباد رفته از قرارى كه فخر الملك و آدمهاى او مىگفتند متجاوز از سيصد نفر زن و مرد كشته و شكم پاره كرده و پستان بريده ، زن و مرد و برنا و پير به دشت و بيابان از دست ستم و ظلم آشكار ولى خان فرارى شده . حالا هيچ كس نمىگويد دو شعير ملك فلان را به تو دادند ، اين قتل و ظلم چه چيز است . به اذن و اجازهء كه اين قتل‌عام را وارد آورده‌اى ؟ عباس خان تقصير دارد . سيصد نفر زن و مرد اسدآبادى چه كرده و به حكم دولت اگر شده بود نقلى نداشت . عباس خان هم وقتى طهران بود همين قسم كارها كردند كه دست از جان شست و حالا مشغول اغتشاش است . اين كارى كه ولى خان در اسدآباد كرده صد مقابل بالاتر از كارهاى عباس خان است . فخر الملك از آنجا آمده است . مىگفت دل سنگ به حال رعاياى آن قراء مىسوزد . با وجود آنكه محرم و دايم الحضور است هيچ نگفته و اگر هم بگويد به خرج نخواهد رفت . شنبه 24 شوال - ديشب باران زياد و باد شديدى آمد . بهار قشنگى امسال

--> ( * ) كلمه ناخوانا