قهرمان ميرزا عين السلطنه

727

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

شده . بارانهاى به موقع خوب مىآيد . صبح منزل آمدم تا عصر اقلا ده قسم هوا شد . باران ، باد ، تگرگ ، آفتاب همه‌جور بود . فرخى بسيار خوب گفته : برآمد پيلگون ابرى ز روى نيلگون دريا * چو رأى عاشقان گردان چو طبع بيدلان شيدا چو گردان گشته سيلابى ميان آب آسوده * چو گردان تندبادى گرد گردى تيره اندروا بباريد و زهم بگسست و گردان گشت چون گردون * چو پيلان پراكنده ميان آبگون صحرا تو گفتى گرد زنگار است بر حراقهء چينى * تو گوئى موى سنجاب است بر فيروزه‌گون دريا بسان مرغزار سبز رنگ اندر شده گردش * به يك ساعت ملون كرد روى گنبد خضرا تو گفتى آسمان درياست از سبزى و بر رويش * به پرواز اندر آورده است ناگه بچگان عنقا همى رفت از بر گردون گهى تارى و گه روشن * وزو گه آسمان پيدا و گه خورشيد ناپيدا چو دودين آتشى ، كابى برو اندر زنى ناگه * چو چشم بيدلى كز ديدن دلبر شود يكتا جواب تلگرافها نرسيده . اين فصل و هوا گردش لازم دارد . رفتن من خيلى به موقع است . چين و ژاپون دوشنبه 26 - صبح خانهء حضرت و الا رفتم . از قرارى كه در روزنامه نوشته بودند دولت چين پس از شكستهاى متوالى رضايت به بعضى تكاليف ژاپون پيدا كرده و « ليهونگ‌چون » سپهسالار و شخص محترم دولت خود را به جهت اجراى صلح به ژاپون فرستاده . مشار اليه در شهر « يوكوهاما » وارد شده مأمورين دولت ژاپون هم آنجا حاضر شده بودند . وقتى كه از مجلس كنفرانس كه تشكيل داده بودند مراجعت مىكرده شخص ژاپونى طپانچه به سمت او خالى كرده گلولهء طپانچه به صورت فرمانفرماى مشار اليه خورده . امپراطور ژاپن خيلى از اين فقره غمگين شده‌اند . حكيم مخصوص خود را به جهت معالجه فرستاده‌اند و بواسطهء آن‌كه نگويند اين مطلب به تحريك امپراطور يا رجال آن دولت اتفاق افتاده است به قشون خود حكم متاركهء جنگ صادر كرده و حال آنكه قشون ژاپن از طرفى به شهر « موكدن » پايتخت منچورى نزديك و از طرف ديگر قريب به شهر پكن مىباشند . از همه چيز ژاپن تعجب بايد كرد . پلتيك او طورى مستحكم است كه تا حال هيچ يك از دول معتبرهء فرنگ جلو نيامده و ميانجى نشده‌اند و حال آنكه هركس كارى حق يا باطل بكند حضرات ايستاده و مزاحم هستند .