قهرمان ميرزا عين السلطنه

707

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

قونسول روس در استراباد سالى پانزده هزار تومان مواجب دارد و از اين مبلغ محض جلب قلوب اهالى آنجا در سالى دوازده هزار تومان انعام و احسان مىكند و ماهيانه بگير دارد . مثلا هركس يك قرقاول پيشكش ببرد سه امپريال انعام مىدهد . ديگرى بره ببرد همين‌طور و از جانب دولت مأمور است كه تا آخر سال اين مبلغ را انعام بدهد و به اين واسطه استراباديها تمكين محض‌اند . متصل در فكر هستند و از همه كس بىفكرترند . مورخ دروغ‌پردازها هرچه آنها طماع هستند و ميل دارند متصل بر ملك خود وسعت بدهند ما خواب [ ايم ] و برعكس از مملكت خود كسر مىكنيم . اگرچه مورخ دروغ‌پرداز ما اعتماد السلطنه در كتاب « المآثر و الاثار » نوشته فسحت مملكت ايران از سمت شمال ، فسحت مملكت ايران از سمت مشرق و غيره و غيره اما از ايران فقط اسمى باقى است و همين اسم تمام كارها را كفايت مىكند و به قول اعتماد السلطنه هم من‌بعد تصورات بيمعنى خواهند كرد . يكشنبه پنجم - باران خوبى ديشب وقت سحر آمد . هوا سرد شد . پنج ساعت به غروب مانده خانهء حضرت و الا رفتم . غروب منزل آمدم . حضرت و الا شمران تشريف برده‌اند . دو ساعت از شب رفته سوار شده خانهء نظام الدوله رفتم . از باغ دولاب آمده بود . سرما خورده بود حالت نداشت . طوفان غريبى از باد و تگرگ كرد . تا يك ساعت به شدت تمام هوا منقلب بود . صداى باد و رعد گوش را كر مىكرد . آب از ناودان به مثل سيل جارى بود . آنچه شكوفه باز شده بود اين تگرگ زد . تا هوا ساكت شد برخاسته منزل آمدم . كوچه‌ها تنگ ، در وسط كوچه جوى آب و سوراخ ، از دو سمت كوچه هم آب ناودان سرازير است . به زحمت تا منزل آمدم . باران نمىآمد ، اما آب ناودان از هزار باران بدتر بود . عكاسى دوشنبه ششم رمضان المبارك - با سليمان ميرزا بازار رفتم . جمعيت مرد زياد بود . اما زنها تماما مسجد سپهسالار هستند . معدودى زن در بازار تردد مىكرد . گفتند مسجد سپهسالار با وجود گل و سرما از همه سال بيشتر جمعيت مىشود . دكان عكس‌فروشى بود . عكس زن داشت . تمام را خودش انداخته ، اسم و رسمشان را خوب مىدانست . اما اغلب بدشكل و بدتركيب بودند ، يعنى عكس آنها را بد انداخته بود . چون زنها كمتر عكس مىاندازند اصول و وضع نشستن و لباسى كه براى عكس خوب باشد نمىدانند چيست . عكاس هم آنقدر فهم ندارد كه حالى كند و عكس را به قاعده و خوب بيندازد . بىمناسبتى لباس آنها و بد نشستن آنها و بىوقوفى عكاس عكسها را ضايع كرده و از جلوه انداخته است . افطار را خانهء حضرت و الا كرده پس از شش ماه بل متجاوز بود درب خانه نرفته