قهرمان ميرزا عين السلطنه

708

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

امشب رفتم . جمعى از علما خدمت آقا بودند . اظهار التفات كرده از آن زبانها كه مار را از سوراخ بيرون مىآورد . آقا ميرزا حسن آشتيانى هم آمد . شبهاى ماه مبارك اغلب علما را دعوت مىكند ، جمعيت زياد مىشود . فردا حضرت وليعهد به تيراندازى تشريف مىبرند . تدارك آن كار را مىديدند . زود برخاسته منزل آمدم . خريد زنها سه‌شنبه هفتم رمضان - هواى خوش طهران همين ايام است . ماه رمضان هم مانع گردش و تماشا است . يك روز مسجد سپهسالار رفتم . به همان وضع سالهاى گذشته بود . زن و مرد بىاندازه [ بود ] . اسباب زياد از هر قبيل چيده‌اند . در توى مسجد زن و مرد از هم جدا ، سمتى زن و سمت ديگر مرد است . اما در ميان دالان و خيابان محل هزار گونه شيطنت و نادرستى است . هيچ نديدم مردها خريدى كنند ، اما برعكس زنها هريك مبلغى متاع خريده به دست داشتند . نمىدانم اين همه پول را از كجا مىآورند . حاجى صدر الدوله حالتم خوش نيست . ديشب منزل جناب حاجى صدر الدوله ايشيك آقاسىباشى حضرت وليعهد رفتم . همسايهء ما است . خانهء عيال مرحوم صنيع الملك را كرايه كرده . آدم معقول باسوادى است . اصفهانى هستند . سيد بحرينى كه روضه‌خوان و نديم مخصوص وليعهد است در همين خانه منزل دارد . به استدعاى آقاى آقا سيد عبد الله « * » حضرت وليعهد اجازه داده‌اند مسجد سپهسالار قديم مىرود موعظه مىكند . بايد رفت تماشا كرد . يك فنجان سكنجبين آنجا خوردم . منزل كه آمدم حالت زكام سختى عارض شد . اطلاعاتى دربارهء انتظام الدوله اعتصام نظام و معين دفتر آمدند . بتول خانم همشيرهء اميرزاده محمد حسن ميرزا كه عيال جناب انتظام الدوله است به ناخوشى سكته فوت كرده . جوان و خيلى خانم ممتازى بود . محمد حسن ميرزا عتبات و انتظام الدوله مازندران است . سليمان ميرزا را تسليت گفتيم . عمهء او مىشود . محمد حسن ميرزا بواسطهء كارهاى بيمعنى انتظام الدوله از همشيرهء خود هم گذشته بود . چندان آمد و رفتى نداشتند . تابستان گذشته اعليحضرت روزى آنجا رفته دست افتخار السلطنه دختر خود را كه از ليلى خانم همشيرهء انتظام - الدوله است به دست پسرش دادند . بيچاره اين عروس را نديده دنيا را وداع كرد . حكومت گيلان مطلب تازه‌اى كه اعتصام نظام مىگفت آمدن محمد ميرزا است . حكومت را به

--> ( * ) آية الله سيد عبد الله بهبهانى مراد است .