قهرمان ميرزا عين السلطنه
700
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
فعلههاى فرنگستان كه طهران آمده آدمى شدهاند چرا بايد آنقدر محترم باشند و آقاى نايب السلطنه آنقدر احترام كند . بايد نصرت الدوله فرمانفرما جا نداشته باشد كبار موزيكانچى صدر مجلس جلوس كند . همينطور سايرين . در هيچ ولايتى اين قواعد نيست . اينها هم مثل ساير معلمين ايرانى هستند و نبايد در همچو مواقع حضور به هم رسانند و بالاتر از ده نفر محترم و معتبر جلوس كنند . هركس كلاه فرنگى به سر گذاشت در ايران قرب و منزلت به هم رسانيد . حكيم سفير وارد شد كتابچه را بيرون آورد تندتند نقاشى مىكرد . در اين بين صداى موزيك بلند شد . به نواى روس زدند . سفير زود بلند شد سلام نظامى داد و سايرين هم بلند شدند . موزيك تمام شد . آقا نشست . فورا به نواى ايران كه « سلامتى » مىگويند زدند . ابدا آقا ملتفت نشد تا آنكه پولكونيك روس آمد و به زبان روسى به سفير گفت سفير بلند شد . آن وقت آقا هم بلند شدند و ملتفت شدند كه بايد احترام كرد . كمى نشسته بلند شدند . احترام سفير روس سفير در كالسكهء شش اسبه كه دم اسبها [ را ] قرمز [ كرده ] و به سر اسب « طل » قرمز زده بودند نشسته ده بيست نفر قزاق و ده بيست نفر جلودار با فراش و يساول رفت . بىاندازه به اين سفير احترام مىكنند . اين قسم كالسكه وليعهد ايران سوار نمىشود . قزاقها سه چهار مرتبه هورا كشيدند تا كالسكه از در ميدان بيرون رفت . فردا شب هم در اميريه مهمان آقاست و روز سهشنبه مىرود . پريروز كه حضرت و الا شمران بود به همين شكل آنجا آمده بود . من نبودم . « كرت » « * » داده و رفته بود . بازار كلاهدوزها دو سه جايش خراب شده بنا كار مىكرده يك تكه گچ از دست بنا افتاده به روى كالسكهء سفير آمده . فراشها بگيربگير گذاشتهاند . بناى بيچاره ترسيده از سوراخ طاق خودش را روى پشتبام بازار رسانيده فرار كرده تا يك ساعت فراشها در جستجو بودند . امروز يك ساعت و نيم به غروب مانده حضرت و الا بازديد سفير رفتند . من منزل آمدم . تشييع عفت الدوله شنبه 27 شعبان - حضرت و الا به عزم اقامت چند شبه كهريزك تشريف بردند . هوا ابر بود . بارانى هنوز نيامده . بعد از ناهار سوار شده نعش مرحومهء مغفوره عفت الدوله طابثراه را حمل به قم مىكردند . زودتر از اخبارى كه كرده بودند حركت دادند . خيلى تاخت كردم تا نزديك گار راهآهن رسيدم . چندان جمعيت نبود . تا نزديك آبانبار قاسم خان رفتيم از آنجا مراجعت كرديم . دو هزار تومان براى حمل نعش خودش به دست نظام الدوله داده بود . هرچه حضرت و الا و نواب عليه عزيز الدوله مذاكره و گفتگو كردند نظام الدوله راضى نشد روانه كند . تمام را عذر و بهانهء
--> ( * ) ( كارت ) .