قهرمان ميرزا عين السلطنه

698

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

حكام جديد نظام السلطنه حاكم عربستان لرستان بروجرد و بختيارى شد . معين الدوله را مىگويند حاكم ملاير شده . شهرت دارد كه ركن الدوله هم معزول است و حكومت فارس را به ظفر السلطان داده‌اند . دفيلهء افواج پنجشنبه 25 - امروز سفير روس ميدان مشق مىآمد . محض تماشا گفتم بروم . مدتها بود خدمت نايب السلطنه نرسيده بودم و ميدان و درب خانه نرفته بودم . قنبر باغيان را شمران فرستادم قدرى بياضهء « * » بيد و درخت بياورد . ميدان كه وارد شدم افواج دفيله كرده بودند . آقا و سفير روس و همراهانش با ساير صاحب‌منصبان ايرانى در انتهاى ميدان رو به مشرق ايستاده بودند . افواج رو به جنوب دفيله مىكردند . جمعيت مرد و زن بسيار بود . سفير روس با آقا دو سه قدم جلوتر جفت هم ايستاده بودند . سفير سوار اسب قزل خوبى بود . ميان بالا [ ست ] و ريش سياهى دارد . امروز سوارهاى كشيكخانه و غيره را حاضر كرده بودند پس از افواج سوارهء كشيكخانه گذشت . الحق زينت خوب و اسبهاى اعلى و جوانهاى خوب داشت . ليكن مشق نكرده و اسبهايشان از صداى موزيك خيلى رم مىكردند و قشنگ نمىآمدند . افسوس و صد هزار حيف كه اين سوارهاى خوب را تربيت نمىكنند . هميشه ايران با سوار بوده و سوارانش فتوحات كرده . هيچ وقت سرباز خوب نداشته . هميشه سوارش نامى بوده . طبيعة اهل ايران سوارى بلد هستند . اگر فى الجمله دقتى كنند خيلى امتياز پيدا خواهد كرد . بعد سوار علاء الدوله گذشت كه « مهديه » و « منصور » مىگويند . لباس و زين اسبها قزاقى بود ، ليكن كلاه « پاپاح » داشتند و يك دانه « پستك » به مثل الوار و اكرادروى لباس قزاقى پوشيده بودند . جوانهاى بسيار بسيار خوب و اسب و يراق خوب داشتند . پس از آن به قريب صد نفر از سوار امير خان سردار كه سوارهء « ناصر » مىگويند گذشت . اينها با لباس لرى بودند . كلاههاى نمد و « كلاغى » پيچيده تفنگها را هم مثل لرها روى شانهء چپ قنداق بالا و لول سرازير انداخته بودند . « پستك » هم داشتند و بسيار بسيار نمايش قشنگى داشت . چون ملبس به لباس اصلى يك طايفهء ايرانى بودند . لباس اصلى لباس خود اهالى كه اصلى آن ولايت باشد خيلى قشنگتر است تا آنكه تقليد بيمعنى كنند . پس از آن دويست نفر از سوار شاهسون اينانلو با بيرق اصلى خودشان كه از كوهان شتر است گذشت . جوانهاى رشيد خوب داشتند ، ليكن اسب و اسباب و تفنگ آنها بسيار بد بود . شاهسون از سوارهاى نامى ايران است . هميشه سوارشان برترى داشته اما حالا خيلى ضايع شده است . با وجود آن باز رشادت و پردلى را دارند .

--> ( * ) منظور « قلمه » و نهال‌ست .