قهرمان ميرزا عين السلطنه

696

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

رفتم دكان خواجه ابراهيم قدرى ماهوت خريدم . ديروز شمس الدوله دستخطى از نواب عليه روانه كرده بود از بغداد . پيش شمس الدوله فرستاده بودند . اين كاغذ اولى است كه نوشته‌اند و قبل از آن كاغذ نبوده . اين هم همانطور مختصر بود . هنوز پولى حاضر نشده . عصر آغا شاهزاده رفت من آنجا ماندم شاهزاده آغا هم بود . احترامات براى سفير روس جمعه 19 - پنج ساعت از دسته گذشته برحسب ابلاغ حضرت و الا براى ورود سفير روس درب خانه تشريف بردند . اين سفير اسمش « كوره‌پاتكين » است و هفت نفر اجزاء همراه دارد . پنج سال است كه حاكم كل تركستان و ماوراء بحر خزر است . شخص معتبر محترمى است . به جهت تملق دولت روس خيلى هم احترام كردند بيش از اندازه چنانچه گذشت . امشب هم در پارك صدراعظم به شام مدعو است . حضرت و الا هم دعوت دارند . خيلى بايد با تماشا باشد . پارك هم جاى خوب و عمارت قشنگى دارد . چهار ساعت به غروب مانده منزل آمدم . باغ تازه از كثافت بيرون آمده . هنوز سبزه نيست ، اما هوا بسيار ملايم است . شنبه 20 - دو كاغذ جهت فارس و يك كاغذ به اصفهان جهت خاله جانم نوشتم . عين الملك و اسد الله ميرزا كاغذ نوشته بودند . هر هفته اسد الله ميرزا و نصر الله ميرزا مكاتبه دارند خيلى مهربان هستند . مهمانى سفارت روس مخصوص استفسار مهمانى ديشب خانهء حضرت و الا رفتم . حضرت و الا بسيار تمجيد فرمودند . قريب چهل نفر مهمان بود . سفير فوق العاده و اجزاء او با سفير مقيم طهران و اجزايش بوده‌اند . مىفرمودند سفير خيلى آدم به اعلم كامل خوش‌صحبتى بود . قريب چهل سال دارد و در جنگ روس و عثمانى سه زخم گلوله خورده . حكيم خودش كه اكنون هم همراه است معالجه كرده . وسط ميز صدراعظم ، دست راست سفير تازه ، دست چپ سفير مقيم ، مقابل صدراعظم حضرت و الا ، راست امين الدوله ، چپ مشير الدوله . سايرين هم به تفاوت . باغ را چراغان كرده بودند . مىفرمودند حكيم وزير نقاشى خوب بلد بود و « كارس‌پاندان » « * » يعنى گماشتهء روزنامهء « نوىپطرزبورق » بود . حكيم نقاش متصل اشكال مىكشيد كه روانهء پطرزبورق كند و در روزنامه چاپ كنند . خيلى تردست و چابك بود . منتظم الدوله گفته بود تا ساعت هفت و هشت اين حكيم مىنشيند اول شكل مىكشد بعد روزنامه مىنويسد . بعد از روزنامه صحبتهائى كه در روز گفتگو شده مرغوب و نامرغوب هرچه گفته‌اند مىنويسد . پس از خاتمهء اين مقالات استراحت مىكند .

--> ( * ) correspondant