قهرمان ميرزا عين السلطنه
686
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
قشنگ خوبى شديم . مدعوين كما فى السابق بود . به همه جهت فرنگى و ايرانى بيست و دو سه نفر بوديم . صدراعظم و امين الدوله بعد از ما آمدند . صدراعظم احوال سفريها را از من خيلى پرسيد . اجزاء سفارت و وزيرمختار خيلى معقول و از نجبا بودند . وزيرمختار و شارژدفر هردو « كنت » هستند . آلمانها خصوصا از همه كس مهربانتر و معقولتر هستند . از مهمانى امشب هم محقق شد . حضرت و الا مىفرمودند در سفر فرنگ هم اين امتحان را من كردم ، مهربانى و دوستى آنها بيشتر از ساير ملل بود . اول نقشهء ميزى كشيده به هريك در كمال آرامى مىدادند و جاى آدم را نشان مىدادند . مشير الملك دير آمد . چند مرتبه وزيرمختار از هريك عذر خواست . تا مشير الملك آمد سر شام رفتيم . وسط وزيرمختار ، مقابل او صدراعظم ، دست راست وزير حضرت و الا ، چپ امين الدوله ، زيردست امين الدوله من بودم . زيردست حضرت و الا ظهير الدوله ، دست راست صدراعظم مشير الدوله ، چپ امين الملك . ظروف و اسباب ميز خيلى ممتاز بود . شمعدانهاى نقرهء قشنگى بود . دو پيشخدمت فرنگى هم داشت . اسباب ميزش از آن دو مهمانى بهتر و قشنگتر بود . شام خوبى دادند . غذا با آن مهمانيها يكجور بود . قريب هشتجور شراب دادند . . . پس از شام تا ساعت هفت آنجا بوديم . در اطاق « بيليارد » « 1 » صدراعظم و وزير مختار بازى مىكردند . صدراعظم بلد است . اطاقهاى خوبى بود . گرم و مزين و قشنگ . تمام اجزاء سفارت انگليسى بلد بودند . يكان يكان مىآمدند مهربانى كرده مدتى صحبت مىكردند . خيلى خيلى مهربانى كردند . به هيچ يك از فرنگيها دخلى ندارند . دكتر روزن خيلى خوب فارسى مىدانست . در برلن و هندوستان ياد گرفته بود . اما گفت روزى كه شيراز رسيدم ديدم تمام تحصيل من بىفايده و تلفظ من بىقاعده است . بر خود حتم كردم و آنقدر سعى كردم تا مثل آنها آموختم و حقيقت راست مىگفت . خيلى خوب حرف مىزد و به لهجهء ما آموخته بود . خوب تلفظ مىكرد . عمارت خوبى دارند . اين عمارت را صنيع الدوله پسر مخبر الدوله كه در آلمان تربيت شده ساخته است و به سفارت آلمان مدتها است اجاره مىدهد . اكنون از قرار گفتهء آنها دولت آلمان اين عمارت را خريده نزديك است تنخواه آن داده شده قباله شود . بايد پول خوبى مخبر الدوله گرفته باشد . در مرتبهء فوقانى بوديم . راهپله و اطاقهاى خوبى داشت . وضع آنها هيچ نسبت به وضع ماها ندارد . هزار مقابل بهتر و آسودهتر است . مهمانى را خوب است به وضع آنها بكنند . مهمانيهاى ايرانى مهمانيهاى ما جز اذيت انسان و زحمت و دردپا چيز ديگر نيست . چه خوب بود كه وضع مهمانيهاى ايران هم برهم مىخورد و اين قاعده جارى مىشد كه در مهمانيها انسان آزاد باشد و غذا را گرم . . . « 2 » صرف كند . يقين است اين قواعد جارى خواهد شد ، اما افسوس كه ما نخواهيم بود و نخواهيم ديد . شبى به خوشى گذشت . هرچه بنويسم كم است . همه چيز
--> ( 1 ) - اصل : بيارد . ( 2 ) - يك كلمه ناخوانا .