قهرمان ميرزا عين السلطنه
685
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
امروز صبح هم حضرت و الا خدمت حضرت وليعهد تشريف بردند . وقت ناهار مجددا اينجا تشريف آوردند . خيلى از مهربانى و التفات حضرت وليعهد ممنون و متشكر بودند . مىفرمودند آنقدر اظهار شرمندگى و انفعال از خواب بودن ديروز كردند كه من خجل و شرمسار شدم . روى مرا بوسيدند . هزار مرتبه بهتر از ديگران رفتار كردند و من در اين بيست و پنج سال كه نايب السلطنه در طهران است به قدر ثلث اين يك ساعت ملاطفت و مهربانى نديدهام و يقين كردم كه اين التفاتها زبانى نيست بلكه از صميم قلب است . جذب قلوب خوبى وليعهد در اين سفر كرده . مردم همه جا تمجيد و تعريف مىكنند و همه شاكر و دعاگو و شاد هستند . بعد از ناهار منزل فرنگى همسايه رفته تمام اسبابش نمونه و مسطوره است . قرار شد كالسكه و قدرى سنجاب و خز براى حضرت و الا بخرد . دو ساعت به غروب مانده حضرت و الا تشريف بردند . جاى نواب عليه و سايرين خالى بود . سهشنبه 25 - صبح خانهء حضرت و الا رفتم . كاغذ آقاى عماد السلطنه دو سه روز قبل رسيد . از كرمانشاهان مرقوم داشته بودند . جواب نوشته امروز روانه كرديم كه جناب صدر السلطنه برساند . اخبار مختلف شب دوشنبهء آينده سفارت آلمان دعوت كردهاند عيد تولد امپراطور است . صدر اعظم يكشنبهء گذشته درب خانه آمده از آنجا خانهء حضرت وليعهد رفت . امير خان سردار وارد شده . نشان عقاب سفيد گفتند گرفته . يك نفر جنرال معتبر هم كه حاكم عشقآباد بوده از جانب دولت روس براى ابلاغ امپراطورى نيكلاى دوم مىآيد . منتظم - الدوله و سعد السلطنه هردو مهماندار شده سه هزار تومان مخارج دادند و با چادر و دستگاه مفصلى روانه كردند . حكم شد چاپارخانههاى راه را تعمير كنند . قشنگ كنند تا آمدن جنرال معزى اليه حاضر باشد و جلوهاى بكند . يكشنبه سلخ رجب - 27 جانيورى . صبح با سليمان ميرزا خانهء حضرت و الا رفتم . كوچهها يخ بود ، حمام رفتم ، سروروئى صفا داده براى شب خود را آماده كردم . اولاد علاء الدوله و عضد الدوله امروز شهرت داشت كه امير خان سردار آقا وجيه مشهور به حكومت استرآباد و گرگان ، شاهرود و بسطام ، سمنان و دامغان حاكم شده حكومت خمسه را هم به جناب علاء الدوله دادهاند . از روز اول اولاد علاء الدوله و عضد الدوله خوشبخت بودند . مهمانى سفارت آلمان دو ساعت از شب رفته لباس رسمى پوشيده در كالسكه نشسته رفتيم . در ساعت دو و نيم آنجا رسيده به موقع دعوت بود . جناب وزيرمختار و ساير اجزاء سفارت كه شارژدفر و مترجم و نايب دوم و دكتر بودند جلو آمده دست داده داخل اطاق بزرگ