قهرمان ميرزا عين السلطنه

676

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

كه آقاى نايب السلطنه را در كوچه ديده بودند سؤال كرده بودند مگر استقبال مىرويد گفته بودند بلى . فرموده بود مگر امروز وليعهد مىآيد ؟ نه اطاقى بود نه ناهارى ، تمام ويلان و سرگردان . ندانستيم به چه مناسبت امروز را تعيين كرده بودند و از كجا معلوم شد خواهند آمد . خود آجودانباشى كه تمام مردم را خبر كرده بود آنجا نبود . برحسب قاعده امروز حضرت وليعهد در قشلاق تشريف داشته‌اند . شانزده فرسنگ راه است . چه قسم خواهند آمد با آن جمعيت كه همراه دارند . دو هزار نفر از اردوى حضرت وليعهد مىشود . منتظم الدوله فرستاد قدرى نان و پنير آوردند خورديم . ظهير الدوله و نظم الدوله هم بودند . خيلى صحبت كرديم . تمام مردم مضمون مىگفتند و هيچ صحبتى در ميان جز خنده و مضحكه و مضمون نبود . به همديگر كه مىرسيدند هركس چيزى مىگفت . خنده‌ها شد . تماشا داشت . جمعا پائين باغ كنار حوض و مجسمهء همايونى بوديم . يك‌مرتبه جلوئيها دويدند . گمان كرديم كه وليعهد تشريف آورده‌اند . ما هم دويديم تا بالاى باغ آنجا كه رسيديم گفتند خير آمدن معلوم نيست و همه رفتند . اين دويدن آخر هم به ما ماند . در كالسكهء منتظم الدوله نشسته آمديم . جمعيت بىاندازه در خيابان و بامهاى خانه‌ها جمع بود . خيلى اسباب افتضاح شد . تمام كارهاى ما همين‌طور است . تلگراف كه هست ، پست كه هست . از قزوين و اين‌جا صد فرسنگ راه نيست . ممكن بود هزار قسم كسب اطلاع كرد . اين مردمان محترم را و اين خلق بيچاره را گرسنه و تشنه شش ساعت سرگردان در اين سرما [ رها ] نكرد . اگر بايد استقبال رفت كه روز ورود را معين كنند . اگر نبايد رفت چه داعى شده كه مردم را اين قسم معطل و سرگردان كرد . معين شد كه حضرت وليعهد امروز را از قشلاق به سمت ينگى امام حركت فرموده‌اند . اين ارادهء فورى بود كه براى حضرت نايب السلطنه دست داد . عقدكنان عزيز السلطان عقدكنان عزيز السلطان بود . اغلبى كه دعوت داشتند رفتند درب اندرون اطاق آغاباشى . من منزل حضرت و الا آمدم . بازار و دكان را بسته بودند . ختم حاج ميرزا حبيب الله رشتى جناب حجت الاسلام حاج ميرزا حبيب الله رشتى گيلانى در نجف اشرف فوت كرده . خيلى محترم و معتبر بود . در مساجد اغلب ختم گذاشته‌اند . حتى در دكانهاى سمسارى و لبافى « * » و سقطفروشى ختم گذاشته بودند . قاريها نشسته و مردم جمع بودند . علماء در اين مواقع هميشه در يك يا دو مسجد ختم مىگذاشتند ، حالا در تمام مساجد ختم گذاشته [ اند ] . در دكانها نشنيده بوديم كه ديگر ختم بگذارند . اين را هم امروز ديدم . اسب را اصغر نزديك خانهء شاهزاده خانم آورده بود سوار شده از خيابان طولانى منزل آمدم . خيلى تماشا داشت . پنجشنبه 6 رجب - صبح با سليمان ميرزا خانهء حضرت و الا رفتيم . حضرت و الا

--> ( * ) اصل : نبافى ( لوافى درست است ) .