قهرمان ميرزا عين السلطنه
664
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
شرع و عرف اين مطلب نوشته شده كه هر كلمه كه از « تمسك » بيفتد تمسك باطل است . خود لفظ طلب براى تمام اين عبارات مكفى است . من خودم صد هزار تومان نوشته از مردم دارم و در هيچ كدام لفظ و عبارت مال خاص و خالص نوشته نشده است . به لفظ طلب فقط نوشتهاند . پس تمام آنها باطل است و تمام مال صغير است ! به آئين بتپرستى هم اينطور حكم نمىكنند . اين مطالب را كه گفتم صديق الدوله سرش [ را ] پائين انداخته هيچ نگفت تا من بلند شدم . در وقت آمدن تواضع به حد قيام كرد . وقت رفتن ابدا ملتفت نشده اعتنا نكرد . طلب از بنان الملك ديگر مىگفت من طلبى از بنان الملك آدم ظل السلطان داشتم . پس از مدتها ملكى در اصفهان داشت در محضر جناب آقا ميرزا حسن آشتيانى به من فروخت و اضافهء آن هم كه هزار تومان بود نقدا گرفت . پس از چند روز عيالش عريضه به شاه كرد و يكصد اشرفى جوف عريضه گذاشت كه ملك را چند سال قبل شوهرم به من مصالحه كرده و حالا به فلان كس فروخته است . حكم بفرمائيد ملك مرا بدهد . اگر طلبى از شوهر من دارد خود داند . اعليحضرت هم دستخط كرده بود به جناب مشير الدوله كه ملك را به ضعيفه بدهيد و قرارى هم براى طلب ارباب بگذاريد تا ظم نشده باشد . مدتها در گفتگو بوديم . هرچه مىگفتم اين اگر دزدى كرده باشد و مال غير را به من فروخته باشد تقصير من چيست و حكم دزد را حالا به بنان الملك جارى بايد كرد ، به جائى نمىرسد . متصل اين درو و آن در مىرفتم . من ديدم طلبى كه دارم از ميانه مىرود و براى خاطر خوردن طلب من پيشكشها مىدهند . وعده و نويدها مىكنند . حكم به حق هم كسى نمىكند . مجبورا هزار تومان به عيال بنان الملك دادم تا مصالحه كرد و ملك را ضبط كردم . حكم معتمد الدوله در فارس مثل اين حكايت را شنيدم در ايام حكومت حاجى معتمد الدولهء مرحوم در فارس اتفاق افتاده بود . شاهزاده قيمت ملك را از خود داده بودند و ملك را به تصرف پسر يا عيال فروشنده داده بودند . حكم شرعى دزد را به عمل آورده به قطع يد فروشندهء اولى فرمان داده بودند . به همين يك حكم تمام فارس منظم شد . ديگر كسى جرئت نكرد ملك خود را بفروشد و بعد اينطور بازيها درآورد . خدايش رحمت كند آدم خوبى بود . طلب تاجر از انتظام الدوله يوشى صحبت شد كه تمام تقصير اعليحضرت است . مثل زد كه آقا محمد حسن تاجر سى هزار تومان از ميرزا عبد الله يوشى انتظام الدوله ، امير تومان ، حاكم مازندران و استراباد ، سركردهء سوار كرد و ترك و خواجهوند ، پيشخدمت مخصوص ، بهتر از همه برادر عايشه خانم و ليلى خانم دو حرم محترم محبوب القلوب شاه طلب دارد . دو ماه بود