قهرمان ميرزا عين السلطنه
651
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
سلطان كه دايهء عزيز السلطنه صبيهء اعليحضرت بود در موقعى كه ما سفر بوديم به رحمت خدا رفت . خيلى جوان و خوب بود . از پدر كوكب نبود ، از مادر يكى بودند . همين يك همشيره را داشت . خيلى بزرگتر از كوكب سلطان بود . امروز اعليحضرت انعام مرحمت فرمودند از سياه بيرون آمده بود . لباسها خوب شده برازندگى ديگر دارند . اشعار امير معزى را در جنگ نوشته بودم . خيلى خوب گفته : ترك من دارد شكفته گلستان بر مشترى * مشترى بر سرو و سرو اندر قباى ششترى بر سمن يك حلقهء انگشترى دارد ز لعل * وز شبه بر ارغوان صد حلقهء انگشترى دست موسى گشت گويى عارض و رخسار او * زلف او ثعبان موسى ، چشم او چون سامرى گر به كار سامرى و كار چشمش بنگرند * چشم او قادرترست از سامرى و ساحرى بر دل مسكين من پرواز مشكين زلف او * هست چون پرواز شاهين بر سر كبك درى جمعه 17 - صبح منزل آمدم چشم گلين خانم درد مىكند . نمىدانم آخر اين چشمدرد به كجا خواهد كشيد . باران هوا را سرد كرده . يك مرتبه تغيير در هوا پيدا شد ، معين السلطنه باز بناى پول ندادن را گذاشته هرروز عذرى مىآورد . يكشنبه 19 جمادى الاولى - صبح را خانهء حضرت و الا رفتم . نواب عليه در تهيه هستند . رفتن من معلوم نيست . حضرت و الا سخت ايستادهاند . آقاى عماد السلطنه بعد از ناهار تشريف بردند . من هم از غضب با رحيم بيك رفتيم . بارانهاى خوب آمده گردوخاك ديگر نيست . گل هم نبود . شاهزاده والى و فخر الملك امروز صبح رفتند به حضرت عبد العظيم . پسفردا از آنجا خواهند رفت . آقا سيد على دربندى را در كوچه ديدم تماشا داشت . . . « 1 » بعد خانهء محمد حسن ميرزا رفتم . كمى صحبت شد غروب سوار شده از كوچههاى بد منزل آمدم . يا گل يا خاك چهارشنبه 22 - صبح را با اعتصام نظام وعده كرده بودم اتفاقا « 2 » منزل تاج الدين ميرزا برويم . ديروز عصر با مشكوة السلطنه محمد كاظم ميرزا ، محمود خان منزل من بودند . چهار ساعت از دسته گذشته سوار درشكهء او شده رفتيم . باران لاينقطع مىآمد . اگرچه دير كرده بود اما حالا هم خيلى زياد آمده . گل در خيابانها به شدتى بود كه تا سينهء اسب فرومىرفت . يا گل است يا خاك . وصف طهران فصل خوبى طهران ندارد . ايامى كه هيچ كدام نباشد يعنى نه گل باشد و نه خاك به همه جهت اگر بيست روز ما داشته باشيم . خيلى كثيف شهرى است . از حق
--> ( 1 ) - نقطهچين در اصل است . ( 2 ) - يعنى به اتفاق