قهرمان ميرزا عين السلطنه

652

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

نبايد گذشت اگرچه تمام شهرهاى ايران همين‌طور است اين شهر را كه بزرگ كردند بدتر از قديم است . هركس به خيال خود و صرفه‌جوئى عمل كرد . هيچ مهندسى اين شهر نداشت كه خيابان و كوچهء قاعده داده شود . فقط دو سه خيابان را ملاحظه كرده با وجود آن آنها هم تنگ و از بابت خط « ترامواى » كثيف و بد شده‌اند . هركجا شهرها را بزرگ كردند به قاعده و ميزان بود الا اين شهر . هركس خواست از كوچه به خانهء خودش داخل كرد و هركس خواست سواد دكان را از كوچه گرفت . خيابانهائى كه هست آن هم عرضى ندارد ، و از كوچه‌ها كثيف‌تر است و حال آنكه زمين مفت و بيصاحب و مال دولت بود . به ميرزا عيسى فروختند و او و خرنده‌ها به ميل خود كوچه دادند . يك ساعت خانهء تاج الدين ميرزا نشسته به موافقت ايشان درشكه نشسته با جناب صدراعظم كار داشت ، خانه نبودند . درب خانه رفتيم كمى معطل شده بعد صدراعظم از حضور مراجعت كرده اطاق آبدارخانه تشريف بردند . رفتيم ناهار آنجا صرف شد . عيب صدراعظم امروز سيدى صدراعظم را در وقتى كه يك پا در كالسكه و يك پايشان به زمين بوده سخت چسبيده كه بيست و يك تومان به من بده خرج دارم و طورى سخت گرفته بود كه سردارى را پاره كرده بود و هرچه مردم ريخته كمك نموده‌اند ول نكرده و هرچه خود صدراعظم گفته پول را مىدهم باز ول نكرده حالا خودش با آب‌وتابى مىگفت . اما سردارى پاره شده بود ، من ديدم . خيلى اذيت كرده بود . بيم خطر از جهت كالسكه و آن اسبهاى روسى داشته . بعد از ناهار آن‌قدر كاغذ دادند كه چه نويسم . هركس ايستاده و نشسته بود كاغذى داشت . خيلى خوب امروز جوابها را مىداد . اغلب خوانده مىشد اما ملاحظه در كار نبود . مهر مىكرد و ملاحظه شد مىگذاشت . ناسخ و منسوخ عيب اين صدراعظم همين است كه فقط ملاحظهء مهر و خط خود را نمىكند . هركس چيزى بنويسد مهر مىكند . ديگر هيچ عيب ندارد . اما اين فقره طورى زياد است كه تمام محاسن را پوشيده . مثلا به هر شهرى و هر قصبه‌اى در هفته سيصد حكم و كاغذ صدراعظم و اصل مىشود . تمام ناسخ و منسوخ و مطالب بيمعنى كه هريك را كسى گرفته و هركدام را منشى به خيال جلب منفعت خود نوشته . مهر را كه بيرون مىآورد خدا مىداند چه چيزها مهر مىشود . در يك فقره عرض سيصد ناسخ و منسوخ طرفين در دست دارند . حاكم بيچاره نمىداند كدام را اجرا كند . در همه نوشته شده كه حكم سابق اشتباها صادر شده . اين لفظ « اشتباه » خيلى مسئلهء بزرگى شده . تمام مردم متحيرند . هر بيسروپائى كاغذى مىنويسد جوابى مشروح مىآيد و اسباب تجرى آن شخص مىشود .