قهرمان ميرزا عين السلطنه

643

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

امپراطور است نيكلا دوم است . زنش كه در بهار گذشته نامزد شد و در اين چند روز عروسى مختصر فورى كردند پرنسس الكس آف‌هس دارمستد نوهء دخترى ملكهء انگليس است . اين دختر ملكه مدتى است مرحومه شده در عروسى دختر دوك اف اديمبور كه حالا دوك كوتا است پسر دوم ملكهء انگليس كه براى دوك هس‌دار مستد منعقد شده بود وليعهد روس اين دختر را نامزد كرد . شرح آن گذشت . عروسى مفصلى خيال داشتند بكنند محض ناخوشى امپراطور كه مبادا فوت شود و عروسى خيلى طول بكشد در اين چند روز انعقاد پذيرفت . حضرت و الا غروب تشريف آوردند . به سفارت روس از طرف اعليحضرت رفته بودند . در كليسائى كه در سفارت بود با حضور تمام سفراى خارجه كشيشهاى ارامنه آمده دعاهاى زياد و تفصيلات بينهايت به عمل آورده بودند . خيلى تماشا كرده بودند . حضرت و الا به تاج‌گذارى امپراطور ماضى در دوازده سال قبل تشريف بردند . اميدوار هستيم به تسليت و تهنيت اين امپراطور هم مأمور شوند ، بلكه ما هم برويم . در آن سفر كه كوچك بوديم و قابل رفتن نبوديم . اين امپراطور بيست و پنج سال يا بيست و شش سال دارند . اشكال روزنامه‌هاى آينده خيلى تماشا خواهد داشت . فسبحان الذى لا يموت . يكشنبه پنجم - منزل بودم . كتاب دون‌كيشوت را شروع كردم . لغتهاى سخت دارد . از روى « المنك‌دوكوتا » تولد امپراطور و اولادش معين شد . تولد امپراطور الكساندر سيم دهم مارس كه به حساب فرانسه‌ها بيست و ششم فوريه 1845 مسيحى است . فوت پنجشنبه غرهء نوامبر سنهء 1894 . تولد امپراطور حاليه نيكلاى دوم در سنت پطرزبورق ششم با هيجدهم مى سنهء 1868 . اولاد امپراطور پنج نفر است ، سه پسر : نيكلا ، جرج ، ميشل ، دو دختر . يكى از دخترها سال گذشته به پسرعموى امپراطور شوهر كرد . ديگرى شوهر نكرده . عروسى امپراطور حاليه هم اتفاق نيفتاده اخبار گذشته دروغ بود بعد عروسى خواهد كرد . دوشنبه ششم - صبح خانهء حضرت و الا رفتم . محمد حسن ميرزا آنجا بود . رقعهء دعوتى حضرت و الا مرقوم داشته بودند فرمودند مىخواستم روانه كنم حالا كه آمدى به خودت مىدهم . در « كرد » به خط انگليسى مرقوم شده بود : Mrs . K . beg H . H . to favor here with his company to dinner this evining at 6 th till morning , your beloved K . كاغذ دست من بود . اندرون رفتيم آقاى عماد السلطنه رسيد . گفت رقعهء دعوت كجاست ؟ گفتم سفارت انگليس بال‌ماسكه وعده دارم . گفت تا صبح ؟ گفتم بلى تا صبح بايد رقص كرد . خنده و صحبت زياد شد . بعد گفتم مسترس‌كى دعوت كرده . بعد از گفتگوى زياد فهميد كه مقصود كيست . Mrs . K . مسترس‌كى مقصود كوكب سلطان است . شاهزاده والى آنجا بود چند روز ديگر به سلامتى مىرود . نواب عليه بلكه انشاء الله موفق بشوند . عصر نظام الدوله و مشير الملك آمدند . آقاى عماد السلطنه هم تشريف داشتند . صحبت از كسالت جناب شد . با محمد حسن ميرزا قرار گذاشتيم فردا احوال -