قهرمان ميرزا عين السلطنه
641
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
سيد شمس گيلانى در پشت در اطاق كه بوديم و اعليحضرت با مشير الملك خلوت كرده بودند در ايوان پشت اطاق كه داخل راهرو مىشود حاجى امين السلطنه و مجد الدوله و دو سه نفر ديگر نشسته بودند . سيد شمس گيلانى [ را ] كه تازه آمده و آدم مضحكهء خنكى است نشانيده . اين سيد آواز مىخواند ، بشكن مىزد ، روضه مىخواند ، نقاره مىزد ، تعزيه مىخواند ، فرنگى و ارمنى آواز مىخواند ، كلاهفرنگى به سر گذاشته تقليد درمىآورد و حضرات به قهقهه و به شدت بلند خندههاى پىدرپى مىكردند . عموم نوكرهاى مردم هم تماشا مىكردند و اعليحضرت هم در اطاق كه بيست قدم بيش مسافت نيست به خيال خود با مشير الملك خلوت فرموده بودند . صدراعظم ، نايب السلطنه و ساير وزرا و شاهزادگان در اين اطاق جلو هريك از پنجرهها وارسى دراز شده تماشاى حركات سيد را مىكردند . خلوت شكسته شد . جمعى به اطاق رفتند . بعد سيد را اعليحضرت احضار فرمودند . يك ساعت تمام در حضور اين همه مردم و اين مهمانى رسمى اين سيد شمس هركارى خواست كرد و آنچه از پير استاد يادداشت به عمل آورد . چندين مقابل سختتر از پيشتر . آخرش به . . . رسيد . تمام اين رجال هم حضور داشتند مگر معدودى . تختهبازى پس از آن بناى تختهبازى شد . حضرت و الا با آقاى نايب السلطنه و صدراعظم ، مجد الدوله ، احتشام الدوله كه حالا معتمد الدوله است با امين خلوت ، آقا عبد الله خواجهء عزيز السلطان يك سمت . مشير الدوله ، شعاع الدوله ، رئيس اصطبل توپخانه ، امين همايون يك سمت . حضرت و الا طاس مىانداختند و به مشورت امين خلوت و معتمد الدوله بازى مىكردند . طرف مقابل مشير الدوله بود . پنج تومان سه دست پشت سر هم مشير الدوله باخت . او كنار رفته رئيس ميان آمد . با وجود آنكه اين سه چهار نفر تختهباز قابلى هستند و طاسگير محسوب مىشوند . رئيس هم چندين دست باخت عقب نشسته . امين همايون ميان آمد ، پشت هم باخت . شعاع الدوله آمد يك دست برد و يك دست باخت . شصت تومان حضرت و الا برده بود . صدراعظم گفت در حضور حضرات بايد پول را قسمت كرد تا بازى تمام شود . نفرى پنج تومان داده مابقى را سايرين بردند . مجلس تمام شده بلند شديم . سر حضرت و الا درد گرفت . هيچ وقت بازى نمىكنند ، امروز هم به اصرار حضرات [ بازى كردند ] . چشم همه ترسيد . متصل شاه مىگفت « عز الدوله حقيقت معركه مىكنى ، چه خبر است . » مثل آن روز خانهء عزيز الدوله شد . هميشه حضرت و الا در بازى نقش دارند . حتى با ما هم كه بازى مىكنند ممكن نيست نبرند . اما خود بازى را آنقدر خوب بلد نيستند . طاس طورى مساعدت مىكند كه ما فوق آن متصور نيست .