قهرمان ميرزا عين السلطنه

634

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

هم من ديدم . تا پياده شدم و تفنگ گرفتم بلند شده رفتند . هرچه گشتم چون وقت كم بود و بايد طى هشت فرسنگ مسافت بشود لابد و لاعلاج مراجعت كرديم . يك روباه بيرون آمد ميان نيزار رفته گم شد . تاخت كرده به جاده داخل شديم . عماد السلطنه از عقب آمده يك كبك شكار كرده بود . در ده حسين‌آباد كه متعلق به زن جلال الدوله است ناهار افتاديم . باغ خشك بىآبى داشت . در بهار آب زيادست و اين وقت‌ها هيچ آب ندارد . جاى كثيف خشكى بود . سه ساعت ناهار و بعد از ناهار توقف آنجا شد . چهار به غروب مانده راه افتاديم . به سلامتى و ميمنت دو ساعت و ده دقيقه به غروب مانده وارد منزل شديم . راه من نزديكتر بود . حضرت و الا مرخص فرموده منزل آمدم . نواب عليه شاهزاده آغا اينجا بود . باغ مصفا بود . باغبان تنبلى نكرده است . شب هوا خنك بود . از شدت خستگى خواب خوبى نكردم . ككهاى ينگىامام هنوز باقى بود و اذيت كرد . 1312 . بازگشت به طهران شنبه 20 ربيع الثانى - صبح پياده محض زيارت نواب عليه و سايرين خانهء حضرت و الا رفتم . الحمد لله همگى سلامت بودند . شاهزاده خانم همشيره چندى بود قولنج كرده بودند حالا بهترند . حكيم شراب تجويز كرده ميل مىكنند . اخبار عزل و نصب اخبارات بسيار است . من‌جمله عزل امير نظام و نصب حسام الملك به هفتاد هزار تومان پيشكش به كرمانشاهان و نصرت الدوله فرمانفرما به كردستان . اولاد مرحوم فرمانفرما هم مثل اولاد علاء الدوله و عضد الدوله خوش‌بخت‌اند . با آن همه شغل كه در آذربايجان دارد و آن همه ملك و مال شش ماه نيست از كرمان آمده حالا كردستان مىرود . عماد الدوله هم آمده گويا نرود . خراسان شلوغ است و مؤيد الدوله را كتك فراوان زده‌اند . فارس گرانى است . همدان باز ملا عبد الله مىگويند اظهار حياتى كرده شورش كرده عضد الدوله را بيرون كرده‌اند . امير خان سردار مأمور شده آنجا رفته آخوند را بيرون كند و اشرار را تنبيه كند . مردم همدان گرفتار عضد الدوله شده هر روز امرى مشتبه مىكند . بيچاره‌ها سخت گرفتارند . معتضد السلطنه را ديدم امروز عصر به سمت كربلاى معلى حركت مىكند ، فخر الملك چند روز ديگر . رفتن احمد خان حضرات را به هيجان انداخت . در هر كارى عملهء خلوت شاه همچشمى مىكنند . اين دفعه دوم است حضرات رفته‌اند . مفصلا مىروند . فخر الملك هنوز از شاه مرخصى نگرفته . بعد از ناهار درب خانه رفتم همان‌طور بود كه بود . محمد حسن ميرزا قريهء سامن ملاير را تيول كرده دماغى داشت . هنوز دينارى از مواجب امسالش را والى پدرسگ يهودى نداده است . لقب در ايران لقبهاى زياد داده‌اند و حال آنكه يك ماه قبل در روزنامه اعلان مفصلى كردند كه