قهرمان ميرزا عين السلطنه
619
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
رسيد . تولوى خان نوشته بود جلال الدوله معزول [ شد ] . ملا عبد الله را هم از همدان احضار كردهاند . خراسان هم شورش كرد . فراشباشى مؤيد الدوله را كشتهاند . نظام - السلطنه يا امير نظام حاكم خواهند شد . حسين خان هنوز خرقان نرفته . ميرزا عباس سررشتهدار كل برات توپچى را نگاه داشته كه مواجب من از ملاير نرسيده ، تا ندهند برات را نخواهم رد كرد . با اين توپچى مىخواهند جنگ با روس و انگليس بكنند ، هيهات ! هيهات ! با دو نفر لوطى مشهدى اين توپچى و سرباز جنگ نخواهد كرد ، چه رسد با قشون منظم . بارى صفاى اين منزل و حالت خرمى و سبزى اينجا در هيچ نقطه فراهم نخواهد آمد . زمين باغ پست و بلند ماليده و سنگهاى بزرگ تخته تختهء قشنگ دارد . خيلى مصفاست . برنجكارى و گرما پنجشنبه 26 - صبح سوار شده كوچ بود . راه از كنار رودخانهء شاهرود بود . به اين دره و آن دره خيلى گردش براى شكار كرديم . يك روباه بيرون آمد من تا تفنگ را از محمد گرفتم و پياده شدم دور شد . دو تير به اميد خوردن انداختم . در گودى بودم و هردو تير سركرد و نخورد . در پشت قريه يك زربه كبك بلند شد . يك دانه تك كرده كنار راه افتاد . حالت خوشى نداشت . گويا زخمى بود . آن زربهء بزرگ كه سربالا شده تيررس نرسيديم . عقب اين يك دانه آمديم تولهها « مارخ » دادند . من پياده شدم كبك پريد . به تير اول زدم . مدتى گشته تا پيدا شد . فره كوچكى بود . وقت ناهار در قريهء شترخان پياده شديم . جاى چادر خوبى نداريم ، اما باز بد نيست . هواى اينجا ملايم است ، سرد نيست . برنجكارى اين جاها دارند و هرجا برنج عمل بيايد معلوم است گرم است . پنج هزار و پانصد « فيت » ارتفاع اينجاست . شب خسته بودم زود خواب رفتم . امروز خيلى كبك كم ديده شد . كمكم كبكها هم كم مىشوند . درويش حكمى - اولين ختنهء بزرگان جمعه 27 - صبح دو ساعت از دسته گذشته بيدار شدم . آقا محمد على حمام خوبى در شترخان دارد . ديروز حضرت و الا و عماد السلطنه رفته بودند . امروز نوبت من و جناب بود . بد حمامى نيست . براى دهات خوب است . آقا محمد على مرد عارف درويش حكمى است . از قريهء شترخان و بوكان مالك است . از شهر نواب عليه مرقوم داشته بودند نزهت چشمش درد مىكند حالا بهتر است . هرمز را ختنه كردهاند . بهترين كارها اين است كه در طفوليت طفل را ختنه كنند ، هركس اين خيال را بكند كه بچهء من بزرگ شود ختنه كنم و جشنى تهيه كنم ، اسباب سرور فراهم آرم ، از عقلا نيست . سابقا اين رسم و قاعدهء بىمعنى خيلى جارى بود . الحمد لله چندى است كم شده و اغلب در طفوليت ختنه مىكنند . خود تولوى خان را هم در طفوليت ختنه كردند و اول كسى بود از بچهء بزرگان كه اين قاعده بر او جارى شد . من بزرگ بودم و الان كه آن روز