قهرمان ميرزا عين السلطنه

523

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

را بعد از دو ساعت فكر نمىشود ساخت . بىاندازه آن روز تماشا كرديم . معركهء غريبى بود . روزه خيلى لاغرم كرده . نه افطار مىشود غذا خورد نه سحر . مثل ناخوشها شده‌ايم . عيد رمضان شب سه‌شنبه - نمىدانم غره بنويسم يا سلخ . آخوندها در اين يك روز ترديد دارند . بارى از استماع نقاره‌خانه گويا عيد باشد . اما خواب نيامد و نشستيم . سحر هم خواهيم خورد . مبادا عيد نگيرند و بىسحرى روزه گرفت . دو مرتبه نقاره‌خانه زدند . طهران از سه ساعت به غروب مانده ابر شد و باران كاملى آمد . دو ساعت از شب گذشته بعد از آمدن باد هوا باز شد . گويا خبر رؤيت هلال از شهرهاى ديگر رسيده باشد . رمضان رفت و رهى دور گرفت اندر بر * خنك آن كو رمضان را بسرا برد ز بر خيلى اذيت كرد . خداوند قبول كند انشاء الله تعالى و ما را به بسى از اين ماه رمضانها برساند . سلام عيد رمضان سه‌شنبه غرهء شوال المكرم - سه ساعت از دسته گذشته بيدار شدم . گفتند اغلب اهل شهر و علماء افطار كرده‌اند ، ما هم خورديم . قدرى گذشته سوار شده درب خانه رفتم . سلام در اطاق عمارت شمس العماره منعقد شد . بعد از سلام محمد حسن ميرزا را پيدا كرده اتفاقا خانهء حضرت و الا آمديم . هشت تومان پول مفتى از همدان برايم رسيده بود . با محمد حسن ميرزا سوار شده حضرت عبد العظيم ( ع ) با راه‌آهن رفتيم . عباسقلى خان سرتيپ هم پيدا شد ، صحبت‌كنان رفتيم . هوا ابر و قدرى باران آمد . روزى به خوشى گذشت . اسب‌دوانى در دوشان‌تپه شنبه پنجم شهر شوال المكرم - ديشب را خانهء حضرت و الا ماندم . همشيره‌ها بودند . صبح سوار كالسكه شده لباس رسمى پوشيده رفتم دوشان‌تپه براى تماشاى اسب‌دوانى . بين راه محمد حسن ميرزا را سوار كرده جمعيت بىاندازه مىرفت . امسال خيلى مردم اسب گذاشته‌اند . متجاوز از دويست اسب در اين سال سوقانى كرده‌اند . يك ساعت طول كشيد تا به محل اسب‌دوانى رسيديم . محمد ميرزا پسر ملك‌آرا رسيد . جميعا چادر آقاى نايب السلطنه پياده شديم . شاهزادگان و صاحب‌منصبان جمع بودند . يك ساعت گذشت اعليحضرت تشريف آوردند . به قرار رسومات سابقه كه معين شده است علاء الدوله و كشيكچىباشى اين دو ساله مشغول نظم دواندن اسبها هستند . امسال اغراض شخصى نظم را برهم زد . دورهء اول را شلوغ كردند . آدمهاى عزيز السلطان