قهرمان ميرزا عين السلطنه

477

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

يك‌سره طهران بروم . جواب تلگراف رضايت خوانين نهاوند و بعضى از علماء رسيد كه حالا برگشت اين حكم خوب نيست شماها ساكت شده آسوده باشيد تا خود بيايم . ورود اصلان ميرزا پنجشنبه ششم ذيقعده - غروب امير اصلان ميرزا با دو سبيل به قدر جاروبى وارد شد . منزل را در عمارت حكومتى كرد . هرچه عقب جناب گشتيم پيدا نشد . تا شنيده بود اصلان ميرزا مىآيد درب اطاق را قفل كرده بيرون رفت . مىگفت هرچه خواستم بمانم ديدم با آن سبيلها نمىتوانم شب را صبح كنم . جناب وزير هم خيال رفتن بيرون تا وصول سيورسات نهاوند را داشت . از آن جهت منزل ايشان هم نشد برود . در اطاقهاى قلعه منزل كرد . اول شب جناب هم نشسته بود وارد شد . يك ملفوفه فرمان نشان داد . دستخط شده بود كه اهالى نهاوند به كلى از اين‌كه اين ولايت از ادارهء حضرت و الا بيرون خواهد آمد مأيوس باشند . شما آنها را اطمينان بدهيد كه عرايض صبح آنها رسيدگى خواهد شد و با نايب الحكومهء جديد بد رفتار نكنيد . حكم ديگر در باب اينكه از قرار اخبار عمل سيورسات آنجا مغشوش است با تقويت حكومت عمل سيورسات را منظم كنيد . گفتم شما بايد تويسركان حضور آقا برويد به من ربطى ندارد . گفت وكيل روانه كنيد با نهاونديها گفتگو كند . گفتم من خود اردو مىروم و آدمى ندارم ، شما برويد نهاوند ، هرقسم بر شما معلوم شد من اطاعت دارم . من كه از اين حكايات مطلع هستم تمام را طفره زدم . رفت منزل خودش و متصل عقب اين و آن جهت سيورسات روانه مىكند و التزام از من مىخواست كه سيورسات ملاير را حاضر كنم . گفتم به من دخلى ندارد . ليكن شما مطمئن باشيد كه حاضر خواهد شد و اگر ما حاضر نكنيم شما يك نفر بدون نوكر و حكومت و بدون دينارى پول از عهده بيرون نخواهيد آمد . پس لابد خود ما تهيه خواهيم كرد . يك روز اقامت كرد بعد رفت تويسركان كه از آنجا نهاوند برود . شكايت امام جمعهء تويسركان شب هشتم - چاپار آمد مرقوم شده بود اردو بروم . ليكن رأى آقاى عماد السلطنه آن بود كه طهران بروم . مراتب را خدمت ايشان عرض كردم . آدمى روانهء تويسركان نمودم . شبها جز جناب ديگرى هم‌صحبت نبود . خبر تازه از تويسركان رسيد كه امام جمعهء تويسركان . . . شرط با خداى خود كرده كه با يك حكومت سازش نكند و هميشه شاكى و عارض باشد با جمعى ديگر از مرده و اهالى تويسركان به همدان رفته كه از آنجا تلگرافا شكايت كند . جهتش عزل داماد او بود كه نايب الحكومهء تويسركان كرده بودند . از اول خبط بود . مشكل كارى از پيش ببرند . موقع بد است . عزل من البته مانع خواهد شد . نمىشود دو حاكم را در يك ماه معزول كرد .