قهرمان ميرزا عين السلطنه
472
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
قبول كن يا حكومت را واگذار كن و نيز مرقوم شده بود كه على اكبر خان مأمور است تنخواه فوج مخصوص سنهء ماضيه توشقاقئيل [ را ] كه جزو بقاياى محمد تقى خان است از خود شما مطالبه نمايد . اينها توپ است و مىدانيم . جناب وزير فردا مىرود . جواب تلگراف را قرار گذاشتيم كه بعد از آشكار كردن مطلب و واضح نمودن جواب بزند . نوكر هستيم و [ مجبور ] به اطاعت . شما مىفرمائيد استعفا داريم . در موقع آمدن شاه وصول ماليات و تهيهء سيورسات اين كارها سخت است و نمىشود بقايا وصول كرد و از عهدهء ما بيرون است . خصوصا بقاياى بىمعنى بىمحل و تمام باقىدارها فرارى و متوارى . باز هم صحبت ماليات سهشنبه 13 شهر شوال - چند روز است محمد خان به ده مهينآباد وعده گرفته است . مجال رفتن را نمىكردم . ديروز قرار رفتن را به امروز گذاشتم . قدرى كارها هم ضمنا دارم . بارى از راه برزول رفتم . اسد خان سلطان ماليات خود را نمىداد . چند روز قبل صاحب منصبان فوج به تدليس على اكبر خان اصفهانى سرتيپ تلگراف شكايتى حضور حضرت اميركبير كرده بودند كه حكومت ماليات مىخواهد و ماليات ما همه ساله جزو فوج بوده و ندادهايم . حضرت اميركبير جواب به افتخار من كرده بودند كه ماليات را نگير . جواب عرض كردم اردوى كيوانشكوه همايونى ده روز در نهاوند توقف مىفرمايند . شبى هفتصد تومان تهيهء سيورسات صورت دادهاند حاضر شود و قسط نهاوند بلوكش پنج هزار تومان بيشتر نمىشود چه قسم از صاحبمنصبان ماليات نگيرم و بايد بدهند . اين تلگراف را نزد على اكبر خان فرستادم . چون صرفه نداشت و پول مىبايست بدهند اعاده داده بود . با پست مراتب را عرض كردم . بارى اسد خان را گرفتم و دو سه نفر از رعيتهاى قريهء سردونان « 1 » تقصير داشتند آنها را هم گرفتم . به سمت گيان كه خالصه بوده و محمد خان خريد اول ده نهاوند است از همه چيز رفتم . از ده كه گذشتيم توى دره رفتيم از دو طرف جنگل بلوط است و ميان رودخانه درخت چنار و گردو و ساير درختها است . چنارهاى قوى داشت . محض آنكه امامزادهاى آن جا هست درختها را نمىبرند و اسباب صفا شده است . سرآبهاى نهاوند سر سرآب ناهار حاضر كرده بودند . آب از زير سنگ بيرون مىآمد و تخت قشنگى جهت چادر داشت . جلويش حوض بزرگى بود . چنارهاى سالخورده قوى اطراف بود . بسياربسيار قشنگ و باصفا بود . سرآبى بهتر و باصفاتر از اين سرآب نهاوند ندارد . سرآب گاماسا خيلى زيادتر آب دارد ليكن خشك و بىدرخت است . حاجى اللهيار خان حاكم نهاوند به سنگ بالاى چشمه آيهء قرآنى كنده بود . اما همه را شاهزاده محمود ميرزا در سنهء 1239 تعمير كرده بود خراب و ويران شده است . بعد از ناهار سوار
--> ( 1 ) - در مراجع كنونى سردوران است .