قهرمان ميرزا عين السلطنه

448

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

قريه تاج خاتون سه‌شنبه 25 جمادى الثانى - باروبنه تا راه افتاد طول كشيد . دو ساعت و نيم به ظهر مانده سوار شديم . هوا ابر بود . باران و برف گاهى مىآيد . در امام‌زاده جعفر ( ع ) كه « شاه جمال » مىگويند پياده شده ناهار خورديم . سه ربع راه بود . چهل دقيقه از ظهر گذشته راه افتاديم . همانطور ابر بود . از گردنهء كوچكى گذشته گنبد مطهر ناپديد شد . جلو افتاده تند رفتم . يك كلاغ قوزقون در سر تاخت اسب در كمال خوبى روى هوا شكار شد . آبادى در راه هيچ نبود . نيم ساعت به غروب مانده وارد قريهء تاج خاتون شدم . ده كوچكى است . خاك عراق تيول ميرزا رضا قلى خان است . بيست و پنج تومان اصل ماليات است ، ليكن دويست و پنجاه تومان دريافت مىكنند [ و ] شصت خروار غله . دو اطاق كثيفى گرفته بودند . بوتهء زياد آتش كرديم . بارى ده شاهى مىفروشند . اندرون يك ساعت و نيم از شب گذشته رسيدند . ده بىصفائى است . صحرا امروز صاف [ بود ] و لكهء برفى نمايان نبود . هفت ساعت با توقف ناهارگاه اين شش فرسنگ راه طول كشيد . تخت و كجاوه نه ساعته آمدند . الان سه ساعت و بيست دقيقه كم از شب گذشته است كرسى گرم است . هوا ابر است . صاحب خانه يك نفر زن بدون شوهر و اولاد است . خوش صحبت و فصيح است . اهل ده تركى و فارسى هردو را حرف مىزنند . اسم صاحب خانه مشهدى سكينه است . جهرود - خانهء نقاشىدار چهارشنبه 26 جمادى الثانى - سه ساعت و نيم به ظهر مانده سوار شديم . صاحب خانه آش جو به گفتهء كلفتها درست كرده بود . بد نبود . كمى صرف شد . راه غربى و جنوب غربى بود . صحرا صاف و هيچ برف نداشت . آهو اينجا دارد ، ليكن ديده نشد . چهار سار زدم . چاق و خوب بودند . يك ساعت و ربع كشيد تا به ده باغك رسيديم . قريهء كوچكى بود . يك ساعت و نيم به ظهر مانده به ده زربنده ناهار افتاديم . بوتهء زياد آتش زديم . هوا آفتاب بود لكه‌لكه ابر در آسمان بود . تازه گل شكايت زياد از قاطر كجاوه كرد . گفتم عوض كردند . ده دقيقه به ظهر مانده سوار شدم راه كمى تپه‌ماهور شد . كوه آب شور تفرش پيدا بود . برف زياد داشت . تند آمديم . يك ساعت و نيم از ظهر گذشته كه سه ساعت و نيم به غروب مانده باشد وارد ده جهرود شديم . قريهء بزرگى است . خورده مالك است . خاك خلج ليكن جزو عراق است . حياط آقا سيد حسين منزل است . اطاق خوبى دارد . گچ‌برى و نقاشى دارد . اشكال زن و اقسام ميوه‌جات و گلها در طاقچه كشيده‌اند . ازارهء اطاق مرمرنما است . در اين ده اول عمارت و خانه است . بخارى سفيدكارى و نقل‌دانهاى زياد دارد . الحق ممتاز و نادر است . سيد حسين دختر خوبى دارد . اغلب اهل ده سيد هستند . امروز چهار فرسنگ راه بود با توقف در ناهارگاه پنج ساعته آمديم . سايرين يك ساعت و نيم بعد رسيدند .