قهرمان ميرزا عين السلطنه
447
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
قليان در قم حرام نيست . زنهاى محترمهء طهران و غير آن لب به قليان نمىزنند و در مجالس ختم هيچ قليان نمىآورند . وفات يحيى خان مشير الدوله راستى فراموش كردم بنويسم ميرزا على يساول غلامها طهران رفته بود شب يكشنبه در منظريه رسيد . حضرت و الا دستخط مختصرى مرقوم فرموده . خبر تازه فوت مشير الدوله يحيى خان پسر ديگر ميرزا نبى خان بود ، شوهر عزت الدوله همشيرهء تنى شاه بود . نصر الملك بيچاره و اين مشير الدوله در چهار پنج روز فاصله مرحوم شدند . هردو برادر بودند . مشير الدوله شخص محترم بزرگى بود . مناصب عاليه گرفته بود . حال وزير عدليهء اعظم و تجارت بود . معتمد الملك پسرش است . يك دختر هم دارد قمر السلطنه . عمهء اعليحضرت هم در وقتى كه حضرت عبد العظيم بودم مرحوم شد . زن مرحوم سپهسالار برادر همين مشير الدوله بود . اولاد نداشت مكنت زيادى داشت اعليحضرت بردند . . . « 1 » دو عمهء ديگر بيش باقى نمانده است . ناخوشى زكام در تمام بلاد ايران هست . قم هم تمام مردم مبتلا هستند . حمام رفتم . جناب امين السلطان حمام و خانهء خوبى ساختهاند . حمامش بسيار قشنگ بود . وضع تازهاى بود . صحن بسيار خوبى با ايوان چهار منارهء اعلى ساختهاند . متجاوز از صد هزار تومان خرج كردهاند حقيقت تماشا دارد . صحن قديم خيلى كوچك است . عصر بازديد عباس ميرزا رفتم ، پسر مرحوم اعتضاد الدوله است . فخر الملوك دختر اعليحضرت والدهاش است . ساكن قم است . بزرگترين اولاد شاه است . عمارت مال فخر الملوك است . جناب متولىباشى احوالپرسى فرستاده بود . ناخوش است عذر ديدن را خواسته بود . يكى از متمولين ايران است . سالى سى چهل هزار تومان منافع ملك دارد . بعد از نماز زيارت مشرف شدم . سر مقبرهء خاقان مغفور فتحعلى شاه طاب ثراه رفتم از آنجا سر مقبرهء شاه مرحوم ، از آنجا سر مقبرهء مرحوم حاجب الدوله پسر علاء الدولهء مرحوم كه خيلى حق به گردن من داشت ، از آنجا سر مقبرهء والدهء جناب امين السلطان رفتم . ساعت دو منزل آمدم . هوا در كمال اعتدال است . سال گذشته يك ماه در قم توقف كرديم . در مراجعت ناخوش سختى شدم . از بركت حضرت معصومه ( ع ) بود كه شفا يافتم . خداوند عمر دوباره عطا فرمود . تا طهران هوش و گوش و قوت تكلم نداشتم . سخت گذشت خداوند نصيب نكند . نعش نصر الملك را هم به خفت تمام كربلا بردند . نواب عليه والدهء حضرت و الا مدتى است كربلا تشريف بردهاند . يك روز بعد از وارد شدن من از همدان كه شانزدهم شهر ربيع الاول بود تشريف بردند . الان به سلامتى آنجا تشريف دارند . خداوند نصيب ما هم بكند . ديگر چه نويسم .
--> ( 1 ) - نقطهچين در اصل است .