قهرمان ميرزا عين السلطنه
433
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
موقوف شدن عمل تنباكو يكشنبه 25 - صبح قريب يك چارك برف آمده بود . اين برف اول طهران است . تا دو ساعت به ظهر مانده به شدت برف مىآمد . خانهء حضرت و الا رفتم . درب خانه آدم فرستاديم . وزيرمختار روس با اغلب وزراء درب خانه بودند . ديشب ساعت دو اعلانى چاپ كرده و صبح منتشر نموده بودند كه عمل تنباكو و توتون به كلى موقوف شد و هركس خواهد بفروشد و بخرد مختار است . باز مردم ساكت نشدهاند و مىگويند اين اعلانها اصل ندارد و تغيير خواهد كرد . جز اينكه رئيس تنباكو از طهران برود و عمل به كلى موقوف نشود و خاطرجمع نباشيم و علما اذن ندهند دست از اغتشاش و شورش برنخواهيم داشت . ديگر دولت مختار است و صلاح خود را بهتر مىداند . وزيرمختار روس و دولت روس در اين فقره كمال همراهى را باطنا و ظاهرا كرده و مىكنند . اين دو سه روزه هم اغلب حضور شاه رفته . اسم وزيرمختار بوتسف است . مرد عاقل و دانائى است . ترس فرنگيها سربازخانههائى كه در گذر و محلات بود تمام سرباز با تفنگ تهپر و فشنگ گذاشتهاند . امروز صبح اين كار را كردهاند . تمام مردم مىگويند فردا كه دوشنبه است بايد حاضر جهاد شد . دكانهاى توتونفروشى و تنباكوفروشى را جمع كردهاند و تمام سيگار و توتون را در خانه محفوظ كردهاند . انقلاب غريبى در شهر است . دولت روس از اين فقره رضايت نداشت و حالا تفتين مىكند . وزيرمختارها و فرنگيها هيچ بيرون نمىآيند مگر با كمال ترس و جهت لزوم . ديگر « پرمناد » « 1 » نمىكنند و مثل سگ ترسيدهاند . هوا امروز خيلى سرد شده است . تا غروب ابر بود . از بعد از ناهار هوا ساكت شد . غروب منزل آمدم . چهار پنج روز ديگر هم بايد به حكومت شهر نهاوند بروم . بدتر از همه عيال هم همراه دارم . خانه را معين السلطنه در بيست و پنج تومان مىخواهد اجاره كند . فرمان هنوز به صحهء مبارك نرسيده تكليف درست معلوم نيست . هوا هم سرد شده برف هم آمد . رفتن خيلى اشكال پيدا كرد . تا خدا چه خواهد . آقاى عماد السلطنه را تلگراف كرديم به ملاير برود . گويا رفته باشد . دو ساعت از شب رفته است . هوا ابر است و بسيار سرد . زير كرسى نشستهام . تمام صحبت از حكايت تنباكوست . دوشنبه 26 جمادى الاولى - ديشب هوا صاف شد و به شدت يخ بست . خانهء محمد ميرزا پسر ملكآرا رفتم . كوچهها يخ بسته بود . سواره رفتن خطر داشت . پياده رفتم . يك ساعت آنجا توقف شد . صحبت اين روزها معين و معلوم است ! تنباكو . توتون . . . « * »
--> ( 1 ) - promenade ( گردش ) ( * ) نقطهچين در اصل است .