قهرمان ميرزا عين السلطنه
434
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
تحريك روسها - عمل رژى از آنجا خانهء شاهزاده رفتم . سر ناهار رسيدم . عمارت هنوز فرش نشده است . خردهكارى دارد . دو اطاقش تمام شده است . مابقى بىدر و پنجره و رنگ هستند . سه ساعت به غروب مانده با حضرت و الا در كالسكه نشسته باغ ميرزا رضا قلى خان كه نزديك اميريه ، باغ حضرت نايب السلطنه است رفتيم . اطاق رو به شمال سردى داشت . عصرانه و چايى صرف شد . تازه ساخته است . خوب خواهد شد . از آنجا خانهء جناب امين السلطان رفتيم . خانهء قشنگى است . جمعى بودند . عمل تنباكو را مىفرمودند تمام شده است . علماى طهران بالاى منابر رفته هريك نطقى كردهاند . ليكن آنچه امروز شنيدم بر خلاف اين است . مىگويند تا به كلى اين كار از كمپانى انگليس خلع نشود حلال نخواهد شد . روسها خيلى تحريك مىكنند . . . « * » بارى در اغلب جاها سرباز با تفنگ تهپر حاضر ايستاده است . در اين عبور امروز قريب سى چهل دسته سرباز ديده شد به قول فرنگيها شهر « مرشللا » « 1 » شده است يعنى « قانون جنگى » دارد . از جهاد امروز چيزى معلوم نشد ، جز اعلان بههم خوردن عمل « رژى » . هوا به شدت سرد است . هيچ كس منتظر اين برف و سرماى فورى نبود . برف هنوز از روى شاخهء درختها نريخته و يخ بسته است . منتهاى سردى را مىنمايد . شب منزل آمدم . به شدت سرد است . در رفتن متحيرم . چهارشنبه 28 جمادى الاولى - شب را خانهء حضرت و الا بودم . بعد از ناهار با تولوى خان منزل آمدم . نواب و الا محمد ميرزا و ميرزا على پسر وزير دفتر تشريف آوردند . تا غروب به صحبت زياد گذشت . اين خانه را معين السلطنه اجاره كرد . ماهى بيست و پنج تومان اجاره دادم . خانهء كوچكى در همين كوچه به سيصد و چهل و پنج تومان خريدم كه اسبابها را آنجا برده و اين خانه را اجاره بدهيم . تركى مستأجر است و تركى مىگويد ، بايد به عنف بيرونش كرد . وضع شهر همانطور مغشوش است . علما خيلى مردم را موعظه كردهاند كه آشوب و جهاد نكنند . فى الجمله اثرى كرد و كمى ساكت شدهاند . هوا بسيار سرد است . در تهيهء رفتن هستم . تا خدا چه خواهد . عروسى « عروسك » جمعه سلخ جمادى الاولى - صبح خانهء حضرت و الا رفتم . شاهزاده درب خانه تشريف برده بودند . شاه خيلى تأكيد در رفتن عماد السلطنه فرموده بودند . هنوز تشريف نبردهاند . انشاء الله بعد از رسيدن به ملاير اول تحقيق از ايشان بكنم . نمىدانم چه كار لازمى داشتند كه تا حال نرفتهاند . اهل شهر ملاير محمد تقى خان را كمى صدمه زدهاند و شكايت كرده بود . نصير الدوله آمد صحبت متفرقه بسيار شد . عزيز الملوك همشيرهء كوچك عروسى « عروسك » داشت . ماشاء الله بيست بيست و پنج
--> ( * ) نقطهچين در اصل است . ( 1 ) - Martial Law