قهرمان ميرزا عين السلطنه
430
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
قاعده نيست . رفتن عماد السلطنه هيچ لازم نبود . اگر براى دو ماه بود من بودم . طنبى در باغ شنبه 17 جمادى الاولى - صبح سوار شده اردو آمديم . من منزل فخر الملك رفتم . دائى جانم بود . به اتفاق منزل امين خلوت رفتيم . باز خبرى نداشت . حضرت و الا دم در باغ ايستاده بودند . قدرى نگذشت اعليحضرت تشريف آوردند . همه سوار شدند ايستاده و با حضرت و الا محرمانه فرمايشات مىفرمودند . يك ربع طول كشيد بعد تشريف بردند . خدمت حضرت و الا رفتم . فخر الملك آمد و پيغام ديگرى آورد و مراجعت كرد . به راه افتاديم . تمام را اظهار التفات مىفرمودند كه همدان ثمر ندارد و اسباب زحمت و مشقت است ، جاى ديگر را به شما داديم كه آسوده شويد . اين مختصرى از مفصل فرمايشات بود . بارى به راه افتاديم . از جادهء معمولى آمديم كه راه كالسكه است . يك ساعت به ظهر مانده ناهار خورديم . صداى توپ ظهر شهر آنجا آمد . بعد سوار شده تا به سرخهحصار رسيديم . قصر و عمارت همايونى دست ميرزا محمد خان است . اندرون را تماشا كردم . در خوابگاه اعليحضرت چايى خورديم . عمارت كوچك قشنگى بود . بعد بيرون آمديم . باغ بزرگ پست و بلند بسيار خوبى بود . خيابانهاى قشنگ داشت . ديوار ندارد و طنبى خوبى دارد . عمارت بيرونى در وسط باغ دو مرتبه و دورهء ايوان دارد . تمام اطاقها مفروش و « مبله » بود . پردهء عكس ، ميز ، صندلى همه چيز داشت . سه ساعت به غروب مانده از آنجا سوار شده غروب شهر رسيديم . جناب امين - السلطان منزل نبودند . عليمردان رفت جهت فردا وقت بخواهد . ختم مسئلهء تنباكو يكشنبه 18 جمادى الاولى - صبح خانهء حضرت و الا رفتم . حمام مفصلى رفتم . خيلى چرك شده بودم . پانزده روز بود كه حمام نرفته بودم . چهار ساعت به غروب مانده كالسكه نشسته منزل جناب امين السلطان رفتيم . عمل تنباكو الحمد لله اصلاح شده است . قرار گذاشتند كه تنباكوى خارجه را كمپانى بفروشد و داخله به حال خود مثل سابق باشد و سالى پنجاه الى صد هزار تومان دولت از بابت خسارت به كمپانى بدهد و به تمام ولايات تلگراف شد . بعد از شش هفت روز انعقاد مجلس اين قسم درست شد . حال علما تلگراف جهت جناب حاجى ميرزا حسن شيرازى كردهاند تا چه جواب بدهد . در اين مجالس حضرت اميركبير ، جناب امين السلطان ، ساير وزرا ، تمام علما ، اغلب تجار و كسبه بودند . اصلاح اين كار خيلى سخت بود . كمپانى گفته بود سالى دو كرور منافع من بود و از آن جهت قبول نمىكرد . حقيقت بايد دعا و ثنا كرد به وجود مقدس جناب ميرزا . هنوز مردم به هيجان سابق هستند و هرچه جناب ميرزا حكم فرمايند اطاعت دارند . هيچ گمان نمىرفت كه مردم آنقدرها هم اتفاق داشته باشند . چقدر سخت است عادتى را كه صد سال دارند به چهار كلمه تلگراف يك مرتبه اقلا از بيست كرور مردم ايران ده كرورش ترك كند . صد سال بعد هركس