قهرمان ميرزا عين السلطنه

410

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

نكرده‌اند . وسعت زرند ده فرسنگ در ده فرسنگ است . خربوزهء خوب دارد . چهار ساعت راه آمديم . ناهار پياده شديم . گرسنه بودم با ميل خوردم . بعد از ناهار اسب تكه‌جيران را سوار شدم . خيلى خوب شده است . راه خوبى دارد . نعلش افتاده پياده شده نعل كرديم . قدرى شرور است ، ديگر عيبى ندارد . بهترين اسبها است . رنگش سرخون است . عربى جاف است . همه چيزش خوب است . تركيب بسيار خوبى دارد . نقاش نمىتواند به اين خوبى شكل اسب بكشد . التفاتى اين سفر حضرت و الا است . فخر الملك از كردستان جهت حضرت و الا دو سال قبل خريدارى كرد . حال شش ساله است وقت سوارى و خوبى اوست . بارى همانطور تند آمديم . باران نيامد و كمى هوا باز شد . زمين گل بود . هرجا آب بود اسبها را به آب مىزديم . خيلى متوجه شده‌ام تا چه قسم عليمردان جلوه دهد . خربوزهء سوسكى آقاى عماد السلطنه خيلى دير كرده‌اند . شهر همدان بىصاحب مانده و گمان اغتشاش مىرود . نمىدانم چه اتفاقى افتاده . دو ساعت و نيم طول كشيد تا به ده خان‌آباد رسيديم . منزل چاپارخانه بود . بالاخانهء بدى ندارد . تلگرافى نوشته به تلگرافخانه كه جلوى اين چاپارخانه ساخته شده است رفتم . پسره كوچكى برادر تلگرافچى بود . هرچه زد جواب از طهران نيامد . گفت سيم دو سه روز است زمين افتاده . غلام فرستاده‌ايم گويا درست نشده باشد . مراجعت كردم ، قرار شد هروقت از طهران جواب شنيد اطلاع بدهد . رفتم كنار نهر آبى اسبها را يكىيكى آورده دست و پايشان را پاكيزه شستند بيرون آورده چرب كرده منزل بردند . جز كره مونس تولوى خان ديگر اسبى شقاق نشده ، آن هم جزئى است . اسب خرسان كه تازه ساعد السلطنه داده هركه سوارش مىشود اقلا دو سه مرتبه زمين مىخورد . مدام بايد جلوى مال باشد ، عقب نمىشود نگاه داشت . عادت غريبى است . هواى اينجا گرمتر از منازل سابق است . خيلى ملايم و خوب است . خربوزهء سوسكى اعلى آوردند . تا حال همچو خربوزه‌اى نخورده بودم . خصوصا امسال كه در همدان يك خربوزه‌اى كه بشود دو الف خورد نديده و نخورده بودم . خيلى مزه كرد حقيقت بسيار شيرين و خوب بود . زمينها گل است . اينجا خيلى باران آمده . مغرب هوا صاف شد . ماهتاب خوبى است . هوا هم ملايم است . سرد نيست . راه شش فرسنگ و هفت ساعته آمديم . كلاغ قوزقون يكشنبه چهاردهم ربيع الاول - صبح يك ساعت از دسته گذشته سوار شديم . سوار اسب هدبان بودم . نسبت به آن اسبها كم راه است . ده پانزده نفر زوار استرابادى همه روزه همراه هستند . چاوش بدصدائى دارند . در ورود و خروج منزل با آن صداى كريه مىخواند . راه شمال غربى و غربى بود . از دو سه ده رد شديم . از يك گردنهء كوچك رد شديم كه سرحد خاك طهران و زرند است . كوه البرز سفيد از برف نمايان