قهرمان ميرزا عين السلطنه
398
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
من و يك قمرى و يك دليجه و يك حواصيل تولوى خان زد . بعد از ناهار خوابم نبرد . چهار ساعت به غروب مانده سوار شده به سمت چمن رفتيم . هوا گرم بود . تا نزديك رودخانه رفتيم . مرغهاى آبى حلال و حرام داشت . از رودخانه از زيادى گل و باطلاق نمىشد گذر كرد . هوا به شدت گرم شد . لابد مراجعت كرديم . يك كلاغ تولوى خان در هوا زد . فساد يك قمرى زد . دو كبوتر من ، دو كبوتر تولوى خان در هوا زديم . باقرىقرا هيچ ديده نشد . غروب منزل رسيديم . رعيتهاى حصار ملكى حضرت و الا يك دامن گندم آوردند ، خيلى مغشوش بود . هيچ تخم نمىشود . گندم آبى همدان خيلى ضايع شده است ، ديم بهتر است . رئيس تلگرافخانه آمد . تا دو ساعت از شب رفته با مردم سروكله مىزدم . چهارشنبه 19 - ديروز تلگرافى از حضرت نايب السلطنه اميركبير رسيد كه از قرارى كه به خاكپاى مبارك عرض شده است به دهات و املاك مهدى خان سرتيپ دخل [ و ] تصرف كردهاند . حسب الامر مبارك به شما تلگراف مىشود كه احدى نبايد مزاحم مباشرين و رعاياى ايشان شود . جواب مختصرى عرض شد از جانب من احدى به ده ايشان نرفته است خلاف عرض كردهاند . اين تلگراف را حسين خان و چند نفرى ديگر چيزها درست كرده به دهان مردم انداخته و از ديروز عصر تا حال اغتشاش زياد برپا كردهاند . باز آن صدمهها كفايت نكرد او را . شريف خان را گفتم برود خودى نشان بدهد و بگويد بس است . در باب تصرف املاكات اين مقدسه كه آنى از دستش راحتى نداريم و متصل چيز تازه مىشنويم تلگراف و حكمى به ساعد السلطنه از جانب اعليحضرت قدرقدرت و جناب امين السلطان شده بود و ايشان هم مسامحه مىكردند . تمام املاك ايشان را سرباز و گماشتگان ضياء الملك و مهدى خان رفته ضبط كردهاند ، از آن جهت احكام زياد جهت ساعد السلطنه آمد كه مزاحم شود و نگذارند ضبط كنند ، به من دخلى نداشت . مختصر از هرجا خلاص شويم باز گرفتار و بدنام كار ايشان هستيم . خداوند اجر عظيم به ايشان كرامت فرمايند . سه ماه است كه ما را راحت نگذاشته . جمعه 21 شهر صفر المظفر - صبح دو پاكت هفتهء گذشته و اين هفته رسيد ، مطالب زياد بود . الحمد لله كارها بر وفق دلخواه است . خيلى زياد چيز نوشتم . قريب دو هزار بيت چيز نوشتم . ميرزا حسين خان خيلى تنبلى كرد در چيز نوشتن . تند نيست ، تمام را خودم نوشتم . مجازاتها جناب امين السلطان خيلى تقويت كرده و دارند ، برعكس حضرت اميركبير با وجودى كه ايشان بايد تقويت كنند . حكم بسيار محكم سختى از حضرت اجل جهت دستگير كردن ايل جمور رسيد . اما حاجى آقا محمد اصلاح كرده بودند . تلگراف ديگر رسيد عمل خانبابا خان تويسركانى را حضرت اجل رجوع فرموده بودند كه مأمور فرستاده كار ايشان را اصلاح كند و رفع ظلم را بكند . ميرزا على خان را گفتم برود .