قهرمان ميرزا عين السلطنه

397

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

« مهاجران » ده حسين خان فرستادم كه سارقين [ را ] اگر آنجا باشند دستگير كرده به شهر بياورند . چون خواستم كار غليظ نشود و « توسطچى » زياد نشود و كار مشكل نشود ، منت عظيمى هم گردن حسام الملك گذاشته شود . طاهر خان را با حاجى ميرزا عبد الله روانه كردم حسين خان را بياورند . نمىآمد و مىترسيد تنبيه شود . آخر مطمئن شده آمد . با چه حالت ، مثل گرگ تير خورده . خيلى آن غرور توفير كرده بود . مظلوم محجوب شده بود . قدرى تعهد كرده و اظهار خدمت به عهده گرفت و قرار شد التزام بدهد . مرخص شده رفت . در شهر آشوبى برخاسته بود و تمام صحبت حسين خان و بست رفتن او بود . مردم ساكت شده هريك سر جاى خود قرار گرفته فهميدند كه شهر بىحاكم نيست . خيلىخيلى آرام شد . شعر و تصنيف زياد جهت حسين خان هم ديشب درآوردند و در كوچه مىخواندند : ديزى جوشيد و سر رفت * ياور . . . يد و در رفت . خيلى زياد است . الحمد لله از اين امر خير هم خلاص شديم . ديگر فضولى باقى نمانده بود كه اين ياور خان قراگوزلو نكرده بود . رسيد به او آنچه كه رسيد . پنجشنبه 13 صفر - على الرسم سوار شدم . چشمهء قصابان رفتم شكارى نشد . كبك هيچ نداشت . غروب منزل آمدم . الحمد لله شهر امن و مردم در آسايش هستند . شهر موقوفى تنباكو - وفات وزير نظام جمعه 14 - از يك هفته پيش غصهء امروز را داشتم كه چه‌قدر كار و كاغذنويسى خواهم داشت . از قضا هيچ كاغذ جز يك كاغذ از ميرزا على خان منشىباشى نداشتم . ميرزا على خان نوشته بود عصر پنجشنبه وارد شده خانهء امين السلطان در سلطنت‌آباد تشريف برده بودند . صبح شنبه حضور مبارك مشرف شده مورد التفات و مرحمت شدند . آن بود كه تلگراف رمز كرده بودند . روز يكشنبه به اتفاق جناب امين السلطان در كالسكه نشسته شهر آمده بودند . جناب امين السلطان خانهء حضرت و الا آمده بود ، حضرت و الا را به عماد السلطنه سپرده بودند و گفته بودند شاهزاده دست شما سپرده است و خانهء وزير نظام كه تازه مرحوم شده رفته بودند . خلعت همايونى هم التفات شده بود و فرموده بودند به ما مشتبه كرده‌اند كه شما را خواستيم . مطالب از اغتشاش طهران زياد است . وزير نظام حاكم طهران دائى حضرت نايب السلطنه اميركبير فوت شده است . از صاحب مكنتهاى ايران بود . اولاد نداشت . وارث حضرت نايب السلطنه است . تبريز نوشته بود از بابت عمل تنباكو اغتشاش دارد . امين حضور جهت نظم رفته بود گرفته با سگ در يك‌جا بسته‌اند و تلگراف جهت امپراطور روس نموده‌اند . مرافعه دارند . سه دولت به هم افتاده‌اند . ديروز دو تلگراف رسيد كه عمل تنباكو كما فى السابق بجاى خود است و مسئول خواهيد بود كه اگر از مأمورين اين اداره تقويت نكنيد و شهرت موقوفى آن دروغ است . خيلى مفصل بود دادم اعلان كرده كوچه‌ها چسباندند . دوشنبه 17 شهر صفر - صبح سوار شده به سمت قرق و چمن اندائى روانه شديم . از ده حصار و گره‌چاقه گذشته ده پياز ناهار افتاديم . قمرى زياد بود . دو قمرى