قهرمان ميرزا عين السلطنه
357
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
باران خوبى به قدر بيست دقيقه آمد . امسال خيلى باران كم آمده . اين هم چندان نبود كه ثمرى كند . جمعه 8 - تا يك ساعت به غروب مانده منزل بودم . اميرزاده محمد حسن ميرزا تشريف آوردند . به اتفاق از راه خيابان رفتيم . خانهء حضرت و الا رفتم . حمام مختصرى رفتم . شب آنجا بودم و خانهء نظام الملك رفتيم . مطمئن كرد كه جيره را درست خواهد كرد . لله الحمد خوش گذشت . شنبه 9 رمضان المبارك - امسال روزه را تا امروز خوب گرفتم و هيچ اذيت نكرد و معلوم نشد . به سختى سالهاى سابق نبود . عصر به اتفاق سركار عماد السلطنه بازار رفتيم . آشنايان همه بودند . جمعيت زياد بود . تماشا خيلى داشت . نيم ساعت به غروب مانده خانه آمدم . بعد از افطار درب خانه خدمت آقا رفتم . با جناب امين السلطان خلوت داشتند . از آنجا به خانهء نسقچىباشى پسر حاجب الدولهء مرحوم رفتم خانه نبود . خانهء تازهاى خريده . باغچهء كوچك قشنگى داشت . ماهتاب بود ، صفا داشت . الان هفت از شب رفته است كه مشغول نوشتن اين يادداشت هستم . هوا را ابر گرفته و خنك است . بيطار اطريشى دوشنبه 11 - دو ساعت و نيم به غروب مانده بازار رفتم . برات يكصد تومان حضرت و الا فرستاده بودند ، تنخواهش را از ميرزا احمد تاجر گرفتم . ايلخانى فردا شب را دعوت كرده . اميرزاده پسر ملكآرا يكدست قاشق اعلى يادگار خريد . انشاء الله روز جمعه يقينا خواهم رفت . كار زياد دارم وقت كم . ساعت چهار منزل آمدم پياده با محمد آدم آقاى عماد السلطنه . . . « * » ماهتاب بود ، صفا داشت . اسباب آبدارى با رخت و چند شيشه دوا بيرون دادم كه نظر و على بيك با مال چهارپادار يا دو روز جلو يا عقب ببرند . خود من با محمد جلودار چاپارى خواهيم رفت . انشاء الله سهشنبه مىروم . حضرت و الا تفصيلى از آمدن بيطارباشى اطريش Ernest Bonay Veterinaire كه تازه يك سال است به طهران آمده و حالا از جانب بانك شاهنشاهى مأمور خريد اسب از كردستان و همدان جهت راه « شوسهء » قم هست مرقوم فرموده بودند . اينجا حضرت و الا ملاقاتشان كرده بودند . حالا خودش را شخص محترمى مىداند . اسبهاى حضرت و الا را رفته بود ديده بود . الان هشت از شب رفته است از حمام تازه بيرون آمدهام . هوا از باران شب دوشنبه گذشته سرد شده و باران كاملى آمد . گرد و خاك و كثافت شهر كمتر شده است . دو سه شب ديگر بيش در طهران نخواهم بود . هنوز مرخصى از آقاى نايب السلطنه گرفته نشده است . شش سال بيشتر است كه در طهران هستم . جز سفرهاى كوچك سفرى نكردهام . عادت به طهران و وضع طهران كردهام . همدان بروم به كلى تغيير عادت مىشود و خيلى مشكل است . تكليف شخص در طهران
--> ( * ) نقطهچين در اصل است .