قهرمان ميرزا عين السلطنه

342

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

خرابى خانه‌ها پنجشنبه 16 - صبح خانهء حضرت و الا رفتم . فرامين مواجب و تيول را خدمت امين السلطان فرستاده كه به حضور ببرند . عصر از آنجا خانهء آقاى عماد السلطنه رفتم . صحبت ديروز قدرى شد . . . « 1 » جناب آنجا بودند . بعد به منزل آمدم . امين نظام كاغذى نوشته بودند جواب با . . . « 1 » روانه كردم تا چه شود . چند روز است كه به حمد الله آفتاب خوبى مىشود . رطوبت باران آن چند شبانه‌روز را خشك كرده . چهار شب و پنج روز متصل باران آمد . آنى از باريدن هوا ساكت نشد . هركه خانه داشت مبتلا به خرابى شد و خيلى مردم زير آوار ماندند . همه روزه مىشنيديم كه دو نفر سه نفر زير آوار بازار و خانه‌ها مانده‌اند و مرحوم شده‌اند . خيلى سخت و بد بود . الحمد لله حال چند روز است كه آفتاب گرم شده و برفها آب شده پشت‌بامها را « رش » برنج كه پوست شلتوك و نمك باشد ريخته و سنگ زيادى زده‌ايم سخت شده است . خرابى كلى الحمد لله به خانهء ما وارد نيامده ، ليكن تعميرات زياد است . عكاسى عبد الله فرر - يادگارنويسى جمعه 17 رجب المرجب - ديشب خانهء حضرت و الا رفتم . شب بسيار سرد بود . باد سردى مىآمد . زمينها يخ بسته بود . فخر الملك آنجا بود . . . « 1 » صبح نزديك ناهار حمام رفتم . حضرت و الا حضرت عبد العظيم با كالسكه رفتند . ساعت پنج فرنگى كه يك ساعت به غروب مانده باشد خانهء شارژدفر انگليس وعده داشتم . ساعت من غلط رفته بود . بيست دقيقه قبل از وقت رفتم . در بسته بود زنگ زدم آدمها آمدند رفتم به اطاق خانم . آمد صحبت زياد كرديم تا خود شارژدفر آمد . بچه‌هايش بودند . بازى مىكردند . چايى خوبى با شير و « بيس‌كت » كه نان شيرين باشد خورديم . چايى و اسباب چايى خوبى جلوى خودمان بود كه خانم مىريخت و مىداد . زير قورى آب گرم شمعچه بود كه روشن مىكردند تا آب گرم مىشد . خيلى تميز و پاكيزه ، آدم لذت مىبرد از خوردن آن چايى . « سيگاردهاى » اسلامبول اعلى بود . يك عكس خودش را با يك عكس خانم به يادگار گرفتم . عكس خانم كار « عبد الله فرر » « 2 » معروف بود ، به لباس بال . خيلى بهتر از حاليهء خانم بود . سينه و دستها لخت بود . پرهاى شترمرغ به سينه و سر و لباس آويخته است . خيلى قشنگ است . يك كتاب آورد من اسم خودم را و لقب و تولد خود را به خط فارسى نوشتم . قلمش خوب بود و خوش نوشتم . حضرت و الا هم اسم خودشان را سابقا نوشته بودند نشان داد . خط پرنس آف‌ويلز وليعهد دولت انگليس با خط زنش در آنجا بود . خط خواهر امپراطور روس كه زن پسر دوم ملكه دوك‌اف « ادن‌بوره » ست در آنجا بود . خط خوبى بود . مارى اسمشان بود و فقط همين كلمه را نوشته بودند . من مفصل‌تر نوشتم . امين السلطان هم شرح مفصلى نوشته بودند .

--> ( 1 ) نقطه‌چين در اصل است . ( 2 ) شايد « فرر » در لغت فرانسه به معنى برادر .