سيد محمد كمره اى
884
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )
معزول نمايد و براى سعادت ايران خدمت نمايد . به اين سه شرط وثوق الدوله قول داد كه هر وقت رييس الوزراء شد عمل نمايد . من هم مشغول ترويج او شدم . بعد ميرزا اسماعيل خان شرحى از اينكه من فتح الدوله را در خاك ملاير دستگير و به همدان آوردم ، بعد قونسول انگليس در همدان او را از ما گرفت . اظهار ملال از تقاضاهاى انگليس عصر بلند شده به خانه حكيم الملك آمدم . ساعتى نشسته ، اظهار ملال از تقاضاهاى انگليس از دولت ايران كه كردستان مملكت على حده بشود . خوى ، سلماس ، اروميه با بعضى جاهاى ديگر جزو دولت جمهورى ارامنه بشود . بعضى بنادر ، شيراز و غيره جزو جمهورى فارس به خزعل داده شود . بعد از عمليات دولت كه از شاه دستخط براى عمليات خود متعلق به اعدام جنگلىها و دادن به انگليس آنچه را تقاضا نموده بگيرد و شاه امتناع از دستخط نموده و تهيه وسايل كميته دمكرات و شوراى مملكتى براى راى به عمليات و اينكه به همه جاها فرستاده كه از مهاجرين و كابينههاى سابق تنقيد و از خودش و نيات انگليسىها بالنسبه به ايران تمجيد نمايند و پولها براى علماى ولايات و عتبات كه عقيده آنها را براى اينكه تحت الحمايه بشود سعادت است و يك تلگرافى از آقايان علما و وجهاى مملكت براى كلمانسو ، تشكر از مساعدتهاى انگليس ، بعد بلند شده به خانه آقا موسى پسر آقا ريحان و به خانه آقا ميرسيد محمد تقى ، هيچ كدام نبودند . از آنجا به مغازه خلخالى ، پرويز و افجهاى هم آنجا بودند . ساعتى نشسته صحبتهاى متفرقه مىشد . شاهزاده محسن ميرزا آمد . اظهار داشت كه عمل جنگلىها ختم شد . هرچه پرسيديم به چه شكل ؟ گفت شايد نتوانم بگويم . بعد ساعت يك از شب بلند شده ، برحسب وعده به خانه سردار افخم رفته ، منتظر بود ، نشسته ، خانم ، مادرش هم آمد . اظهار مهربانى نمود . تا ساعت سه و نيم از شب صحبتهاى مازندران و اوضاع آنجا بود . بعد شام مفصلى خورده ، ساعت پنج از شب خوابيديم . [ امور روزانه ] سهشنبه چهارم رجب . - صبح در منزل سردار افخم چايى خورده ، خداحافظى ،