سيد محمد كمره اى

883

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )

من هم بيرون آمده كه پنير بخرم . كم‌كم به منزل سالار سعيد رفته ، ساعتى نشسته ، صحبت نمود كه مىخواهم يك زن متمولى بگيرم . بنده تنقيدش نمودم . بعد تقاضا نمود كه توصيه او را به صمصام السلطنه بنمايم . بعد بلند شده به خانه آمده ، جمال هم آمده بود ، شام نان و پنير و سبزى خورده خوابيديم . [ امور روزانه ] پنجشنبه 2 رجب ( سيزده عيد ) . - صبح بعد از چايى استاد على حسن با سه نفر عمله آمده مشغول چينه‌كشى شده . آقاى عين الممالك هم آمده قدرى صحبت نموده ، گفت سفارش به آقا ميرزا هاشم نمودم كه اين‌قدر تعقيب موقوفات متعلقه به آقا تقى كنى را نكند . بعد از ساعتى ايشان هم تشريف برده ، من هم مشغول تماشا و سرچينه‌كش شده ، ناهار هم رشته‌پلو با گوشت و قيسى با بچه‌ها خورده بعد چايى . احمد رفت به‌سمت بيرون و گردش . جمال و بتول هم همراه ننه اسماعيل سيزده به در رفتند به‌سمت امام‌زاده معصوم . من هم با چينه‌كش و عمله‌ها در خانه مانده تا عصر كه عمله‌ها دو تومان گرفتند رفتند . بچه‌ها هم آمدند . من هم رفتم بيرون . قدرى پنير و سبزى گرفته ، ساعت يك از شب به منزل آقا شيخ حسن خان رفته ، دو سه دست شطرنج زده ، ساعت دو [ و ] نيم بلند شده به خانه آمدم . شام نان و پنير و سبزى و شيره با بچه‌ها و جمال خورده ، خوابيديم . شرايط حمايت از وثوق الدوله جمعه 3 رجب . - صبح بعد از چايى احمد و جمال به حمام رفته من هم به خانه مرآت الممالك ، ساعتى باهم نشسته صحبت و چايى . از آنجا بلند شده سوار واگون ، توپخانه پياده به خانه ميرزا اسماعيل خان كاكا حسن رفته ، قويم الممالك هم با برادرش آمده ، ناهار آش ماست و آبگوشت كنگر با كباب خيلى اعلا و لذيذ خورده تا عصر به چايى و كاهو و شيرينى ، مشغول صحبت و جهت طرفدارى خودش را از وثوق الدوله بيان كرد كه عبيد الله افندى در خانه مستشار الملك با حضور مبرزين تشكيليون ملاقات و آن مجلس مرا نتوانستند جلب نمايند تا آنكه مدتى عبيد الله مرا تعقيب و بالاخره مرا طرفدار نمود و به توسط مورخ الدوله ملاقات با وثوق الدوله نمودم و بالاخره به سه شرط كه سالار جنگ پسر بانوى عظمى را به مقام حكومتى يا غيره برساند و اقبال الدوله را از خالصه