سيد محمد كمره اى
847
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )
قدرت گرفتن بهايىها در وزارت معارف بعد منتصر السلطان معارف را ديده ، گفت كاسپار ايپكيان مقالهنويس رعد ، رييس تفتيش معارف شده و نصير الدوله مثل نوكر ، حاضر خدمات و با او اغلب در خلوت است و آنچه بهايى است جزو مفتشين مدارس زنانه و مردانه نموده ، منجمله اشراقه خانم زن ابن اصدق يا ابهى و منيره خانم و امثالهما را براى مدارس زنها و ديگر از بابىها را براى مدارس مردها و تمام بودجه و سياست وزارت معارف با او است و ارامنه خودشان مىگويند كه كاسپار ايپكيان بابى و از دين ما خارج است . بعد مقارن غروب به حجره خلخالى آمده ، پرويز ، افجهاى و مجله هم آنجا بودند . عين الممالك آمده ، مجله صحبت شيخ اسد الله محلاتى « 1 » را نمود كه در عدليه محكوم به انفصال از ثبت اسناد شد ، آنكه عدليه در مشاوره امور معلوم شد كه صد يا سيصد ليره از علاء الدوله گرفته بود كه كارى براى او صورت بدهد و نتوانسته بود . علاء الدوله هم فرستاده ، به زور قزاق از او پس گرفته بودند ، بعد هم يك فقره مأموريت به تفتيش عراق را گرفته بود ، در آنجا هم كثافتكارى كرده بود . چون مدرك اثباتكن براى اين دو كار غلط نبود و عدليه هم يقين كرده بود كه كثيفكار است ، فقط براى دادن يك سواد كه براى يكى از متداعيين لازم بود و قانون عدليه جواز دادن سواد را مجانا داده است و شيخ پنج تومان در حضور دو سه نفر ، از يك نفر خواسته بود ، از اين جهت او را خارج از عدليه كرد . بعد مرآت الممالك آمده ، مبلغ ده تومان به من داد كه به ورثه استاد عباسقلى پسرخاله بدهم كه از محل اعانه پارسال دربار به ورثه او همراهى شده باشد . بعد بلند شده مذاكره روز دوشنبه منزل مصدق السلطنه را نموديم . افسوس خورد كه دوشنبه مهمان است ، بعد قرار شد كه يكشنبه برويم . بعد او در بازار ماند ، من و عين الممالك رو به خانه ، در بين ، روضهخانه معاون السلطنه رفته ، بعد از روضه ساعت قريب چهار به خانه آمده ، جمال هم آمده بود . شام نان و پنير و ترشى و قدرى چلو خورده ، خوابيديم . آقاى مصدق السلطنه عصر آمده بودند و كارتى گذاشته ، يادآورى روز دوشنبه را نموده بودند .
--> ( 1 ) . وكيل دوره اول و دوم مجلس شوراى ملى از حوزه كمره و محلات