سيد محمد كمره اى

841

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )

[ خاطرات ماه جمادى الاول 1337 / اسفند 1297 ] [ انتقاد از وثوق الدوله بر سر منبر ] دوشنبه 29 جمادى الاول « 1 » . - بعد از خواب چايى خورده ، احمد و بتول به مدرسه رفته ، من هم قدرى تنبل و كسل پشت كرسى ، آقاى آقاموسى پسر مرحوم آقا ريحان الله آمده ، مشغول صحبت و اينكه مقوم الملك و آقا سيد كمال به نوبت چند روز قبل آمده بودند كه مرا از صحبت‌هاى سر منبر كه عليه وثوق الدوله مىنمودم مانع شوند . بعد قدرى صحبت انتخابات نموده ، مايل بود كه اسباب انتخاب او در بروجرد فراهم بيايد . بعد ايشان رفته ، من هم مس‌هاى سفيدكرده را كه مسگر گفته بوده پانزده من و نيم است كشيده ، دوازده من و نيم بيرون آمده بود . بعد ناهار چلو با فسنجان من و بتول و ننه اسماعيل خورده ، بعد از ناهار چايى . بعد ننه اسماعيل ناهار اسماعيل را برداشته به مريضخانه رفت . بتول خانه ماند ، من هم بيرون آمده از راه كميسرى به آنجا رفته ، رييس كشيك را ديده ، واداشتم كه اخطار به همسايه ديوار كاروانسرا براى حفظ ديوارش بنمايد ، به آژان كشكيك سفارش اخطار را نمود . بعد از راه بازار رفته ، ميرزا عباسقلى خان سمسار را ديده ، گفتم كه با آقا ميرزا محمد صادق تفصيل مذاكره با وثوق الدوله را بنمايد كه توسط محبوسين نظميه و قزوين را به شما نسبت مىدهند راست است يا دروغ ؟ در صورت صدق ، اظهار تشكر بنمايد كه تعقيب نمايد . بعد بلند شده سوار واگون به خانه مشير اكرم رفته وثوق السلطنه هم رسيد ، به قدر نيم ساعتى احوالپرسى نموده ، معلوم شد معتمد الدوله هم به واسطه پسرش كه حصبه گرفته در حضرت عبد العظيم توقف نموده . بعد بلند شده به خانه همشيره

--> ( 1 ) . دفتر سى و يكم . تاريخچه از يوم دوشنبه 29 جمادى الاولى مطابق با 12 حوت لغايت 18 جمادى الثانى ( سلخ حوت ) 1337