سيد محمد كمره اى
842
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )
رفته پرسيدم اطاق را حاج سيد خليل خالى كرده ؟ گفت خير . و نيز پرسيدم ارفع الممالك پول شهريه كه خورده بود داده ؟ گفت خير . پاسخ وثوق الدوله بعد به خانه آقاى تنكابنى رفته ، منوچهر خان و مير سيد احمد خان و مجله اسلامى هم رسيده ، صحبت جواب كاغذ وثوق الدوله را نمود كه نوشته بود رقت شما خوب بود به حال آن جوانهايى كه كشته شدند مىشد ، نه به حال اينها كه بيان نامه كميته مجازات را نشر نمودند و دفاع از آنها مىنمودند و آنها را از نظيمه مرخص نمودند . نير السلطان اگر با پول خودش به فرنگ مىرود ممكن است مرخص بشود ، اما سايرين بايد در حبس قزوين بمانند . بعد خلخالى و پرويز آمدند . منوچهر خان و مير سيد احمد خان رفته بودند . بعد قدرى صحبت ، قرار شد عصر جمعه برويم منزل تنكابنى . مقارن غروب بلند شده بهسمت خانه خليل آقا رفته ، در بين راه مميززاده و عين الممالك را ديده به اتفاق رفتيم . بعد علىزاده ، خلخالى ، آقا ميرزا على آقا هم آمدند . مشغول صحبت تا ساعت سه و نيم از شب رفته ، بعد بلند شده ، دوبهدو ، من و عين الممالك بهسمت خانه آمده ، شام چلو و خورشت بقيه ناهار را با احمد و بتول و ننه اسماعيل خورده ، خوابيديم . [ خاطرات ماه جمادى الثانى 1337 / اسفند 1297 ] [ امور روزانه ] سهشنبه غرّه جمادى الثانى ( 13 حوت ) . - صبح فرستادم احمد رفت ، استاد حسن على چينهكش را آورده ، قرار كشيدن چينه را از قرار ذرعى دو ريال كه مثل چينه يخچال محكم ، و گلش عمل آورده باشد . در اين بين خان ياور صاحب كاروانسرا آمده ، قدرى طرف داد و فرياد صحبتشده ، بعد قرار شد از فردا استاد على حسن بيايد و مشغول كار مقاطعه خود بشود و رفت . سرمايهگذارى بلشويكها ؟ بعد برحسب وعده به خانه آقاى طباطبايى همدانى رفته ، از آنجا باهم به خانه مصيب خان امير تومان رفتيم . تا قريب ظهر آنجا بوده ، مذاكرات رفتن خودش به استرآباد و با چند نفر بلشويكى كه دو ميليون منات به مصرف ضاعات و مخارج گرفتن بعضى امتيازات در طهران بشوند . بعد هم كه آمد به نصرت الدوله اظهار داشت و به واسطه اطلاع ضياء السلطان ، آن بيچارهها از طهران محرمانه رفته و