سيد محمد كمره اى

17

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )

آنكه حقيقتا ضرر كرده . در اين بين صحبت از كشته شدن كريم دواتگر شد . خيلى تعجب كردم . گفتم شايد دروغ شنيده‌اى . گفت منزل اقتدار الدوله ، دو ساعت پيش شنيدم . گفتم ديروز همين اوقات آمد و مرا از طرف تشكيليون امر به ورود به تشكيلات نمود ، ابا نمودم . مرا تهديد سخت نمود . واقعا خيلى تعجب نمودم . اگر مرشد بودم يا حقه‌باز ، از كشته شدن كريم ادعاى تقرب به خدا مىنمودم . آقا ميرزا محسن خان منتظر آمدن يمين الملك برحسب وعده شد نيامد . يك ساعت [ و ] ربع به غروب بيرون رفته توى خيابان درب خانه ، آقاى آشيخ مهدى تبريزى را ديدم كه مىآمدند ، مراجعت نموده باهم صحبت‌كنان از عمليات آقايان تشكيليون و صحبت ديروز كريم با من و كشته شدن او نموده تا درب مريضخانه . بعد من رفتم به منزل آقا ميرزا حبيب الله خان پستخانه ، از مشهد نيامده بود . قدرى با اخويش صحبت كرده منتظر آمدن آقا ميرزا حبيب الله خان بود كه شايد امشب بيايد . بعد رفتم منزل آقا ميرزا على آقا يزدى و بعد آقا ميرزا ابراهيم خان ، هيچكدام نبودند . منزل آقا شيخ محمد على قزوينى رفته او هم نبود . به منزل آمده ، شام چلو و قرمه‌سبزى بقيه ناهار را باهم خورديم . شروط من براى پذيرش نظر تشكيليون شنبه 13 رجب . - صبح مشغول نوشتن كاغذهاى كمره بودم تا مدتى . در اين ضمن آقاى صدر العلماء خراسانى آمد . بعد آقا شيخ على اصغر اعتماد كه از دوستان حاج ميرزا عبد الله تاجر توتون‌فروش ، بعد يمين الملك ، بعد اعتماد حضور ، بعد آقا شيخ محمد على قزوينى . صحبت متفرقه و تشكيلات و عدم تشكيلات و انتخاب وكلاء . به آقاى صدر العلماء خراسانى عرض نمودم در انتخاب وكلاء بنده با رفقا [ ى ] بدون تشكيلات همراهم و تشكيلات را چنانچه در مدرسه تدين گفتم اگر از روى اصول منظمه به اين ترتيب كه تمام افراد دمكرات دوره سابق تشكيلات را خبر مىكنند كه با ورقه هويت ، فقط آن‌ها جمع شده ، يك نفر از طرف تشكيليون نيم ساعت مصالح لزوم تشكيلات امروزه را بگويد بعد يك نفر مفاسد تشكيلات امروزه را بيان نمايد بعد به عموم بگويند كه شماها تا يك هفته خودتان از روى آزادى فكر بنمائيد و با دوستان فرقه