سيد محمد كمره اى
18
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )
مبادله نظر بنمائيد بعد آمده به موجب ورقه هويت خودتان رأى خودتان را در تشكيل و عدم تشكيل در صندوق بياندازيد و دو نفر از طرفداران تشكيل و دو نفر از طرفداران عدم تشكيل براى استخراج آراء معين نمائيد ، اگر به اين قسم مىكنيد بنده مىتوانم به اين ترتيب اكثريت را قبول نمايم و الّا فلا . آقاى صدر العلماء هم قرار گذاشتند همراهى در اين مطلب بنمايند . قدرى هم صحبت آقا كريم و حركات و حرفهاى آن مرحوم مقتول بالنسبه به من شد . آقاى صدر العلما كار خصوصى كه سفارش از شيخ محمد بروجردى در باب استيناف و قرار او به شرع شد و آقا شيخ محمد على هم كار جزئى عنوان نمود كه من راه دخول او را نتوانستم حل نمايم . اعتماد حضور هم كاغذ توصيه او را كه مستوفى به وثوق الدوله در باب پيشكارى ماليه محلى امضاء نموده اظهار كرد ، من هم قبول كرده كه به آقاى افجهاى بدهم بلكه به امضاء مستوفى برساند . يمين الملك هم گفت روز دوشنبه عصر مىآيم . آقا شيخ على اصغر هم اظهار كرد كه تشكيليون خيال دارند شما را روز دوشنبه ، خانه اقتدار ، محكوم نمايند . بعد آقايان متدرجا رفته ، من هم رفتم منزل مرآت ، نبود . گوشت گرفته ، خانه آمده ، ناهار اشكنه خورده ، مشغول نوشتن كاغذ و خوردن چايى . تا عصر كه از خانه بيرون آمده ، سر خيابان آقا ميرزا اسماعيل خان تفريش [ تفرشى ] را ديده باهم صحبتكنان در خصوص اينكه آقايان تشكيليون بد مردمانى هستند نمود كه من اگر معتقد به تشكيلات هم بشوم با آنها نمىتوانم كار نمود . بنده هم تفصيل آمدن كريم كه مأموريت خود را از طرف آنها اظهار كرده و حرفهاى او را نقل نمود ، تا كمر خيابان فرمانفرما جدا شديم . دموكرات شدن سپهسالار يك نفر كه اسمش را نمىدانستم با درشكه رسيد ، اما آشنا بودم ، تعارف درشكه نمود ، باهم سوار درشكه شده تا جلو مسجد سراج الملك ، من پياده شده به خانه دبير الملك رفته ، آقا شيخ ابراهيم زنجانى و نصير السلطان آنجا بودند و دبير الملك هم خيلى كسل و بسترى بود . قدرى صحبت با آقا شيخ ابراهيم و حكايت كريم را به او گفتم . او هم اصرار و ميل داشت كه من دخول به تشكيلات را قبول نمايم . تا اول مغرب آنجا بوده بلند شديم . رفتم منزل آقا شيخ عبد العلى . تنها بود . بعد