سيد محمد كمره اى

16

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )

مبهوت داشته بود . خداحافظى نموده ، خانه اكبر آقاى تويسركانى رفتم به گمان اينكه آمده است ، نبود . آمدم جلوى شمس العماره ميرزا يزدى ، حاج ميرزا على صراف با دو نفر ديگر سلام كرده ، ديدم مىخواهد حرف بزند . به مناسبت ، قدرى صحبت از اختلاف فرقه به ميان آمد . ندانستم كه غرض توبيخ به من بود كه مخالف تشكيلاتم يا به تشكيليون بود ؟ قرار شد همديگر را ببينيم . با آقاى آقا محمد آقا ، بعد رد شده ، درب دكان حاج عزيز الله سقطفروش صحبت متفرقه ، آقاى آقا ميرزا داود خان رسيده باهم رفتيم . در بين از صحبت مجلس عصر امروز و نطق وكلاء و بدحرف زدن مرآت السلطان و بالاخره وثوق الدوله از نائل شدن به مقصد ، تا درب خانه ايشان رفتم و ترديد داشتم كه تمام صحبت آقا كريم را به ايشان بگويم تا اينكه آنچه يقينا بىضرر بود از وعده و تهديد گفتم . اما آنچه شنيده و استكشاف كرده بودم از نطق‌هاى او به آقا ميرزا داود خان نگفتم . بعد به منزل آمده ، آبگوشت نان تنها خورده با فكر زياد خوابيدم . شكوه از تعديات روس‌ها در رنان صبح جمعه 12 رجب . - مشغول [ صرف ] چايى و علف‌كنى بوده [ كه ] آقا ميرزا اسماعيل خان كوچه غريبانى با سه چهار رعيت رنانى آمده ، شكوه از تعديات روسىها در رنان و فرارى رعايا و عرض به رئيس الوزرا و رجوع به نصير الدوله . بنده هم پاكتى توصيهء رعايا را به آقاى نصير الدوله نوشته ، آقا ميرزا اسماعيل خان هم صحبت اعمال تشكيليون را با تنفر ضد تشكيليون از آن‌ها نمود . بنده هم فقط بايقوت شدن خودم را از ناحيه آن‌ها به مأموريت آقا كريم گفتم . آن‌ها رفتند . دار مكافات ناهار چلو و قرمه‌سبزى خورده ، قريب عصر آقاى ميرزا محسن خان نجم‌آبادى آمده متفكر ، صحبت از پول‌هاى مردم كه از او خواسته و مىخواهند ، نمود . من هم گفتم تقصير با خود شما است كه [ حساب ] اعتبارات خود را از [ روى ] بىاعتنايى به ماها ارائه نمىدهى . بعد قرار شد كه همين دو سه روزه آقاى افجه‌اى ، آقا ميرزا محمود خان كه از همدان آمده ، بنده در منزل ايشان رفته ، رسيدگى به حساب او نمائيم كه ببينيم خيانت كرده و مال مردم را بالا كشيده يا