سيد محمد كمره اى
548
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )
اعظام السلطان هستند ؟ گفت خير . گفتم آمده بودم كه هم احوالى از خودش بپرسم و هم تبريك ورود والدهشان و ديدن كرده باشم . گفت بروم ببينم . رفت و آمد گفت خانم هم منزل صباح السلطنه رفتهاند . بعد به خانه ارباب كيخسرو براى تعيين بقيه حقوق وكلاى مجلس سابق رفته ، گفتند شميران است . بعد ساعت سه از شب به خانه رسيده ، شام چلو و مسماى بادمجان با آقا سيد تقى و احمد خورديم . بتول و ننه اسماعيل هم علىحده شام خورده ، خوابيديم . وثوق الدوله ، امير حشمت و حكومت سمنان از قرارى كه مسموع از موثق شد در يك ماه آخر بعد از ورود وثوق الدوله به كابينه قصد عزل امير حشمت را از حكومت داشت ، چنانچه جريدهء لسان كابينه كه جريدهء ايران ، مديرش ملك الشعرا است از تظلمات اهالى سمنان در خصوص انتخابات سخن مىراند و حال آنكه تعدى و خيانتى از امير حشمت بروز نكرده بود . مقارن قتل و به دار زدن رشيد السلطان و حسين لله يكمرتبه جريده از مذمت امير حشمت خاموش شد . بلافاصله تكذيب تظلمات را نمود . بعد از تقسيم مقامات و حكومات كه وثوق الدوله به دلالان خود نمود ، ركن الممالك هرچه جديت كرد كه حاكم سمنان شود ، وثوق الدوله گفته بود امير حشمت كه على الظاهر تقصيرى نكرده ، در انظار عزل او بد است . بنده تعجب مىكردم كه چطور تقاضاى ركن الممالك را رد و طرفدار بقاى امير حشمت شده تا اينكه امروز شنيدم مغيث الدوله معلوم الحال باجناق و قوم سببى امير حشمت كه مأمور اعدام ابو الفتحزاده و منشىزاده شده بود . البته در خاك هرحاكمى كه مىخواهد مأموريت خود را صورت بدهد و اين ماموريت مخفى و شبههكارى به عموم هم بايد باشد ، البته حاكم مسبوق مىشود . به واسطه همين مغيث الدوله و دكتر حسن خان تعهداتى از امير حشمت گرفته شد كه مساعدت در جريان عمل و جديت در اختفاى آنكه به اسم امر دولت نشده است ، بلكه خود آنها فرار كردهاند و ژاندارمه ناچار به زدن شده است . شنيده شد يك پولى هم مغيث الدوله از منشىزاده و رفيقش گرفته كه من در سمنان مىمانم و شما فرار نماييد .