سيد محمد كمره اى

539

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )

و ساير وكلا هم به ارباب كيخسرو هفته گذشته گفته‌ام كه پس‌افتاده حقوق آن‌ها را در مجلس سابق هرچه مانده صورت بدهد كه بگويم بدهند . خيلى غريب اين بود كه نصير الدوله از من پرسيد كه آن دو نفر ابو الفتح‌زاده و منشىزاده را كه تبعيد و به كلات برده‌اند حالا از شما مىشنوم كه مىگويى آن‌ها را تيرباران و در راه آهوان آن‌ها را كشته‌اند . روز اول هم معروف كردند كه در باغ شاه آن‌ها را تيرباران كرده‌اند . خنديدم و گفتم شما نشنيده‌ايد كه آن‌ها را كشته‌اند ، اما حكم كرده‌ايد كه آن‌ها را بكشند . نطنزى قسم خورد كه آب توى شير نكرده‌ام و ليكن شير را توى آب كرده بود ( سر فلان انسان اسفناج سبز مىشود ) بعد قدرى صحبت متفرقه مزخرف نمودم ؛ چونكه با كودك سروكارت فتاد . . . با كابينه مزخرف ، صحبت مزخرف . كابينه كه ايجادش به توسل به اراذل و اوباش و شارلاتان‌هاى بازارى باشد و مدار عملياتش دستور از ادانى ناس باشد واقعا خيلى ونيزلوس ايران خود را در انظار بىموقع و مقام كرد . واقعا ابن مرجانه ، ابن بريطانيه به اين قسم در نظرم رذل و پست جلوه نكرده بود . خيلى حقير و پست و رذل است اين اولاد ناخلف انگليس ، بلكه خيانت‌كار به پدرخوانده خودش كه اين‌همه آن دولت باشرف را درنظر ما ايرانيان ، بىشرف و مبغوض نمود . دشمن با اجانب بوديم ، اين قسم دشمنى ايرانى را با انگليس او باعث شد ؛ رفت ابرويش را درست كند ، چشم را كور كرد . مخبر السلطنه در دمكرات شدن و وثوق الدوله در ايران مدار شدن خودشان ، خودشان را معرفى به بىمغزى فوق العاده نمودند . نصير الدوله اظهار كرد كه من در وزارت علوم و اوقاف هستم و مىخواهم آنجا كار بكنم و اسبابى فراهم بياورم كه قدرى اطفال مدارس زياد شوند و اشخاص عالم در اين مملكت زياد شوند . مىخواهم قرار بگذارم هريك از اشخاص دواير دولتى ، تومانى يك قران از حقوق خودشان براى معارف اعانه دهند كه مدارس زياد نماييم . معارف و اوقاف واقعا خنده با گريه يا گريه با خنده از اين حرف وزيرم آمد . اگر قدرى تفكر نمايد تعجب مىكند از اين محل كه وزير افتخار به پيدا كردنش مىنمايد . اولا اين‌همه موقوفات در مملكت كه تمامش صرف شهوات علماى بىدين و وزراى دشمن