سيد محمد كمره اى
523
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )
مايل به تعارف ، يا تقديمى نمايد از ترس آنكه حكومت او را به اسم رابط دستگير نكند جرأت مساعدت با آنها را نمىكند . وضع مقصرين پلتيكى مقصرين پلتيكى كه در هرمملكتى محترم و باشرافت هستند در ايران ، خاصه با اين حكومت حاضره به قدرى ملكوك كه از نمره مقصرين جنائى كمتر يا مساوى هستند . به قدر ساعتى در دالان قدم مىزدم و منتظر بودم كه دربان محبس اجازه ورودم به محبس بدهد اما به واسطه فكر چه حالى داشتم بيانى نيست . بعد دربانم اجازه داد . وارد شدم . بعد از چند دقيقه ارداقى پيچيده عبا و برهنه سر ، بلافاصله عماد به همان حال . رييس محبس نشسته با صورتى عبوس و سكوت صرف ، ناظر و سامع به ماها . دربان هم ايستاده ، به مجرد وقوع آقايان بىاختيار احترامات فوق العاده و اظهار خضوع و خشوع بالنسبه به آقايان نموده ، چقدر طرفين از ملاقات مسرور ، من فقط به اينكه اشخاصى كه شايد مقامات عالى را در انظار با شرفان روى كره داشته و بدارند و الان مردم حاليه يا از نفهمى مقام آنها يا از ضعف نفس و مرغوبيت به آنها اعتنايى نمىكنند ، من در اين حال به آنها خاضع و خاشع هستم و مىتوانم آنها را صد هزار يك از هموم و غموم آنها را بكاهم . تلاش حتى الامكان براى كاستن از اندوه محبوسين آنها هم مثل يك مسافر دور از وطن بىخبر از همهجا به واسطه آنكه شايد خبرى يا استشمام رايحه استخلاص خود را از من استنباط نمايند مسرور ، من هم هزاران راست و دروغ فقط براى مسرت قلبى موهومى آنها كه شايد اغلبش دروغ يا آنكه گفتنش خطرناك از براى من بود ، نيتم [ را ] پاك و خالص نمودم كه آنها قدرى مسرور شوند ، ملاحظه نقمت خدايى در دروغهايش و شقاوت اولياى حاليه در انتقام از من كه بىباكانه از آنها يعنى تعديات و ظلمهاى شقاوتكارانه آنها به عموم بدون ملاحظه در حضور رييس محبس با آقايان صحبت مىكردم و قدرى از احتمال تيرگى حال انگليس در خط آذربايجان و